NO ONE

October 17, 2004

دستارو سرو جبه من هرسه به هم
قیمت کردند یک درم چیزی کم
نشنیدستی تو نام من در عالم
من هیچ کسم ز هیچ هم چیزی کم
جلال الدین محمد مولوی

I am no one, who are you?
If you are no one, then we are two
?

مادر بزرگم میگفت: آب باران در گودالهای کوچکی که جای پای اسب بود، جمع شده بود. مورچه ای در گذار در یکی از این گودال ها افتاد. فریاد برآورد: فغان دنیا به آخررسید
به قول عمران صلاحی: حالا حکایت ماست

During the daily walk, the ant falls in a small ditch created by horses passing. It cries loudly: the world has come to an end, this must be the armagedon!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد NO ONE












اطلاعات ضبط؟