انجمن خاموشان

December 19, 2004

روزگاری جمعی از یاران که دلشان سخت از قیل و قال دنیا گرفته بود انجمنی را بنیان گذاشتند. گرد هم می آمدند وبدون سخنی با نگاه و اشاره با یکدیگر سخن می گفتند. غنی و بی نیاز از ارتباط کلامی. رندی وصف آنان شنید وبر آن شد تا در حلقه آنان درآید. پیش آنان رفت و آرزوی خود را به آنان گفت. سر حلقه رندان گفت تا جامی آوردند و آن را لبریز از آب کرد. به نشانه انکه گنجایش ما پراست و جایی برای پذیرش غیر خودی نداریم. رند ما پرکاهی از روی خاک برداشت و برروی جام آب انداخت. آنگاه بود که چراغی را به تبرک ورود رند ما به انجمن خاموشان برافروختند.
اگر من دراین جا بتوانم همچون آن پر کاه باشم واثری چون آن پر کاه بگذارم به مراد خود رسیده ام.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد انجمن خاموشان












اطلاعات ضبط؟