رفتن و رفتن ورفتن

January 19, 2005

"ای دریغ اینجا ندیدم من
جزافق های مه آلودی"

گفتم:
به دیار خود برخواهم گشت
افسوس
افق های دیارم تیره تر، تاریک تر بود

"باید امشب بروم
بالشم پرآواز پر چلچله هاست"

بازهم می روم

"هوس سفرنداری زغبار این بیابان؟"

می روم
تا درهمین رفتن ، بمانم!
زندگی کنم

می روم
پس هستم
"گرنروم نیستم"

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد رفتن و رفتن ورفتن












اطلاعات ضبط؟