این خرقه که من دارم دررهن شراب اولی
این دفتر بی معنی غرق می ناب اولی
چون عمر تبه کردم چندانکه نگه کردم
درکنج خراباتی افتاده خراب اولی
چون مصلحت اندیشی دوراست زدرویشی
هم سینه درآتش به هم دیده پرآب اولی
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت
این قصه اگر گویم با چنگ ورباب اولی
تا بی سروپا باشد اوضاع فلک زین دست
درسرهوس ساقی دردست شراب اولی
ازهم چوتودلداری دل برنکنم آری
چون تاب کشم باری زان زلف بتاب اولی
چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون شو
رندی وهوسناکی در عهد شباب اولی
تک مضراب نق نقو:
حافظ جان، ای نق نق الفقها به قربان دم گرمت، تکلیف مارا روشن کن ، کدام پیامت را گوش کنیم؟ بیت پنجم را یا بیت آخر را؟