برای صلح

February 11, 2005

بعضی وقت ها قضاوت کردن آسان است. مثل اینکه حکم کلی بدهیم وبگوییم بوی گل بهترازبوی انیدرید سولفورواست!
ولی بیشتروقت ها کار به این آسانی نیست. مثلآ آیا می توانید با قاطعیت جواب این سوال را بدهید؟
آیا تصمیم رضا شاه مبنی بر تسلیم ایران درشهریور 1320 درمقابل قوای متفقین درست بود یا غلط؟
به نظرمن تصمیم درست وشجاعانه وعاقلانه ای بود! عصبانی نشوید! باورکنید من سلطنت طلب نیستم. مثل پدرم ازطرفداران پروپاقرص رضاشاه هم نیستم.
ولی حالا که بیش از شصت سال ازآن روز گذشته است، ببینیم اگر رضاشاه آن روز دستور جنگ می داد چه می شد؟
بمباران شهرها، کشته شدن تعداد بیشماری از مردان وزنان و کودکان بی گناه، ویرانی کشور، نابودی زیرساخت ها، اشغال رسمی وخفت بار کشور، قرار گرقتن درمیان دشمنان متفقین، احتمال تجزیه و...
پس شاید بتوانیم بگوییم قهرمان همیشه آن نیست که تا آخرین قطره خون می جنگد ومی میرد. بعضی وقت ها تسلیم شدن وکنارآمدن هوشیارانه اوج قهرمانی است!
درکتاب ارزشمند "تکاپوی جهانی" نوشته "ژان ژاک سروان شرایبر" می خواندم: وقتی درپایان جنگ جهانی دوم آمریکا دو بمب اتمی را در شهرهای هیروشیما و ناکازاکی منفجرکرد، "هیروهیتو" امپراطور ژاپن - که تا همین چند سال پیش هم زنده ودر پست امپراطوری ژاپن برقراربود - دستورتسلیم وترک مخاصمه داد. شانزده تن ازژنرال ها وفرماندهان ارتش ژاپن که می پنداشتند سرزمین آن ها فرزند خدای آفتاب وشکست ناپذیر است با پاره کردن شکم خود - هاراگیری، خودکشی سنتی ژاپن - به زندگی خود خاتمه دادند تا ننگ تسلیم را نپذیرند. اما درهمان حال عده ای از تکنوکراتهای ژاپنی ودرراس آن ها مدیران شرکت نیکون (که درآن روزها دوربین های مخصوص کشتی وهواپیما می ساختند) گرد هم آمدند وگفتند: دوران ابرقدرتی افسانه ای ژاپن به سررسیده است.امروز فصل دیگریست. باید آستین هارا بالا بزنیم وروی دیگری نشان دهیم.
نتیجه اینکه امروز ژاپن شکست خورده درجنگ دوم نه تنها برترین قدرت آسیاست، بلکه بازیگری کلیدی درپهنه اقتصاد وسیاست جهان به شمارمیرود.
امروز پس از گذشت بیست وشش سال ازآخرین انقلاب کلاسیک تاریخ بشر - انقلاب اسلامی ایران - وقتی مقاله آقای جمشید اسدی را درمورد دوبی خواندم (1) برای چندمین بار اندیشیدم که درطول تمام ابن سال ها که ما به خیال خود بامشت های محکم شاخ غول بد اندیش جهان را می شکنیم، همسایه خرد وکوچک ما درجنوب آب های خلیج فارس ، خردمندانه وبی سروصدا درآمد سرانه خودرا به بیش از چهار برابر ملت بزرگ مارسانده است وآن هم نه ازراه فروش نفت وسرمایه های زیرزمینی!
درطول سال های فرصت سوزی ما آنهایی که هیچ به حسابشان نمی گرفتیم فرصت سازی کردند.
من گمان میکنم امروز دراین شرایط بی نهایت حساسی که پیش آمده، قهرمان آن کسی است که شهامت آن را داشته باشد تا از درس گرفتن از کوچکترها بیمی به دل راه ندهد. شعاررا به کنار بگذارد وبه شعوربیاندیشد.
یادم میاید چند سال پیش یک یا چند فروند زیردریایی روسی را به چند صد میلیون دلار خریدیم و بعد نمیدانم درآبهای خلیج فارس انداختیم یا نه؟ هیچ وقت کسی پرسیده است که آن زیردریایی ها تا چه حد به یاری ارتش ما درمقابل دشمنان آمده است؟
من از صمیم قلب معتقدم که برخورداری از فن آوری هسته ای ازبدیهی ترین حقوق هرکشورمستقل است. اما آیا دراین شرایط حاکم برما - فارغ از زمینه های آن و حق ونا حق بودن طرفین - تکنولوژی هسته ای چه دردی را ازما دوا می کند؟؟؟
من که آماده ام ازکوچکترهادرس بگیرم!

(1) = در آمار وارقام ارایه شده درمقاله آقای اسدی کمی احتیاط کنید ظاهرآ بعضی از ارقام پس وپیش شده ویا اشتباه است مثلآ دررقم درآمدسرانه دوبی (امارات؟) ظاهرآ یک صفر اضافی است

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد برای صلح












اطلاعات ضبط؟