همدلی از همزبانی بهتراست

February 07, 2005

1
"توکجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
جامه ات شویم شپش هایت کٌشم
شیر پیشت آورم ای محتشم
دستکت بوسم بمالم پایکت
وقت خواب آید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من
ای بیادت هی هی و هیهای من
...
گفت موسی های خیره سر شدی
خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژست و چه کفرست و فشار
پنبه ای اندردهان خود فشار
....
گفت ای موسی دهانم دوختی
ازپشیمانی توجانم سوختی
جامه دا بدرید وآهی کرد تفت
سرنهاد اندربیابان وبرفت
....
وحی آمد سوی موسی ازخدا
بنده مارا زما کردی جدا
مابرون را ننگریم وقال را
ما درون را بنگریم وحال را
چونکه موسی این عتاب ازحق شنید
دربیابان از پی چوپان دوید
عاقبت دریافت واورا بدید
گفت مژده ده که دستوری رسید
هیچ آدابی وترتیبی مجو
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
.....
گفت ای موسی ازآن بگذشته ام
من کنون درخون دل آغشته ام
حال من اکنون برون ازگفتن است
آنچه میگویم نه احوال من است
من زسدره منتهی بگذشته ام
صدهزاران ساله زان سورفته ام"
(دفتر دوم مثنوی مولانا جلال الدین محمد)

2

پدرم میگفت: درمراسم تشییع جنازه وتدفین آشنایی حاضربود. آخوندی درگوش مرده درکفن شهادتین ودعای شب اول قبر و ... را میگفت. ناگاه یکی ازحضار رو به آخوند گفت: حاج آقا این بنده خدا وقتی که زنده بود حتی چند کلمه فارسی را به زور می فهمید حالا تو داری با مرده اش به عربی صحبت می کنی؟!

3

میگن: روزی ترکی با یک عرب تصادف می کند (یعنی اتو موبیل آن ها به هم می خورد)، ترک پیاده می شود و شروع می کند به جنباندن خواهر ومادر عرب به زبان ترکی وعرب خشمگین نیز فحش های ناب عربی را به ناف ترک می بندد. ناگاه ترک شروع می کند به قاه قاه خندبدن. همسر او که تعجب کرده بود می پرسد: چه شد که ازآن عصبانیت به این خنده افتادی؟ ترک میگوید: عجب خریه این عرب! من اورا فحش می دهم او در عوض دارد برای من قرآن می خواند!!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(1)
غرغرهای دیگران در مورد همدلی از همزبانی بهتراست

این نیز داستان همان توصیف فیل است توسط آن سه فیل نادیده .

عمو اروند | December 21, 2007 11:02 PM












اطلاعات ضبط؟