تابلوی اول:
صحنه: دفتریکی از شرکت های دولتی تازه تاسیس شده برای فروش مجتمع های مسکونی ویلایی وآپارتمانی به خارجی ها. با دکوراسیون بسیار مدرن وشیک. دختران وپسران جوان فروشنده وژیگول عرب همه جا دررفت و آمد.
در یکی از اتاق ها که با ماکت برج های مسکونی و عکس ونقشه های متعدد وبسیار دلفریب ساخنمان های مسکونی تزیین شده، یک دختر فروشنده ی سیه چرده ی محلی با حجاب عربی اسلامی و انگلیسی مخلوط با عربی شکسته بسته مشغول مذاکره با دومرد خارجی است:
"... پیشنهاد میکنم هم یک ویلا بردارید وهم یک آپارتمان. این ها به سرعت برق دارد فروش می رود. قول میدهم شش ماهه با سود خیلی خوب بفروشید و میلیاردر شوید. یک آقای اماراتی و یک فرد اهل عربستان صعودی هرکدام یک برج را به مبلغ دویست وهشتاد میلبون درهم (حدود 75 میلیون دلار) پیش خرید کرده اند. عالیجناب شیخ محمد (ولیعهد دوبی) که صاحب این پروژه هاست فرموده با این برنامه ای که مادرست کرده ایم، هرکس دردوبی میلیاردر نشود، بی عرضه است"!!
دو مرد نگاهی به هم می کنند، آن ها بیش از ده سال است که دردوبی هستند وخوشحال بودند که تا به حال توانسته اند دوام بیاورند!
تابلوی دوم:
صحنه: دفتر شیک وخنک رییس شعبه ی یک بانک ایرانی دردوبی. رییس شعبه درطول یک جلسه با یکی از مشتریان مشغول مذاکره است. ناگهان درباز می شود ومردی بدون اجازه وخشمگین وارد می شود. یک بسته اسکناس هزارتومانی را که دردست دارد بلند میکند وباخشم وعصبانیتس آشکار میگوید:
آقا من این پول را می خواهم با درهم امارات عوض کنم ولی کارمند هندی شما می گوید نمی شود. مگه ممکنه یک بانک ایرانی پول ملی ایرانو قبول نکنه؟
رییس شعبه با خون سردی ولحنی نیش دار میگوید: بله آقا ما اصلآ ریال ایرانو به رسمیت نمی شناسیم!!
مرد لحظه ای ناباورانه نگاه می کند. وقتی مطمیُن می شود رییس شعبه شوخی ندارد، دررا با شدت می کوبد وبیرون می رود.
تابلوی سوم:
صحنه: کنسرت "لوچیانو پاواروتی" خواننده ی پرآوازه ی سوپرانوی ایتالیایی در یکی از تالارهای جدیدالتاسیس وپرزرق و برق دوبی. جمعیتی که هریک حداقل دویست دلار پول بلیط داده اند در سالن نشسته اند. خواننده ی پرآوازه با صدایی خسته، بی رمق، بی کشش، یکنواخت، خسته کننده و بی احساس می خواند. با وجودیکه مدتی از شروع برنامه گذشته هنوز تعداد زیادی با تاخیر زیاد درحال ورود به سالن ، گذشتن از جلوی مدعوین و تلاش همراه با سروصدا برای پیدا کردن جای خود هستند واین علیرغم اعلام صریح برگزار کنندگان مبنی براین است که بلافاصله با شروع برنامه درهای ورودی بسته شده ودیگر کسی را راه نخواهند داد. عده ی قلیلی که برای لذت بردن از اپرای هنرمند مورد علاقه ی خود بلیط به آن گرانی را خریده اند پاک دلخورند وغر میزنند. ولی اکثریت که احساس "وی آی پی" سوپردونبش به آن ها دست داده بی خیال دردنیای خود هستند.