"سرمست خموش": سیری دردنیای شگفت انگیز مولانا

April 07, 2005

عجب سر شوریده ای دارد مولانا جلال الدین! درچه دنیای شگرفی سیر می کند این ابرمرد! بخوانید و خود قضاوت کنید:

ساقیا آب درانداز مرا - تا گردن!
زان که اندیشه چو زنبور بود من عورم

گر بهوش است خرد رو جگرش را خون کن
ورنه پاره است دلم، پاره کن ازساطورم

چون تنم را بخورد خاک لحد چون جرعه
برسرٍ چرخ جَهَد جان که نه جسمم نورم

هله خاموش که سرمست خموش اولی تر
من فغان را چکنم؟ نی زلبش مهجورم

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد "سرمست خموش": سیری دردنیای شگفت انگیز مولانا












اطلاعات ضبط؟