«عشق رفته برباد»

May 27, 2005

ای عشق رفته بر باد
اما نرفته از یاد

از تو چی مونده باقی؟
از من چه مونده برجا؟

فریاد فریاد از تو فریاد
از تو چه مونده باقی؟

یک روسری توری، یک کاسه ی بلوری
یک سینه ریز ریز نقره، یک نیمتاج روسی،
پیراهن عروسی، یک سفره ی قلم کار

از من چه مونده بر جا؟
یک سایه روی دیوار

میگم هنوز و هر روز
یادش به خیر دیروز..

یادش به خیر دیروز..
آن خانه ی قدیمی
با سرو با سپیدار

آن خلوت صمیمی
با شمع های بیدار
با پرده های گلدار..

میگم هنوز و هر روز
یادش به خیر دیروز

از تو چه مونده باقی؟
یک قاب کهنه بر میز

از من چه مونده بر جا؟
یک عمر رو به پاییز

میگم هنوز و هر روز
یادش به خیر دیروز..


"علیرضا میبدی"

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد «عشق رفته برباد»












اطلاعات ضبط؟