آقای خاتمی 8 سال رییس جمهور ایران بود. 8سال طوفانی. به نظرمن 4 سال اول بناهای بلندی ازخوددرتاریخ ایران به یادگارگذاشت که تاسال ها ازبادوباران گزند نخواهد دید. گرچه در4 سال دوم با رفتار و کردار و گفتار خود، باد و باران ها وحتی سیل های بنیان کنی را به سوی بناهای پیش ساخته خود روانه کرد و نمای ساخته های خودرا ویران کرد. ولی گمان می کنم نقش نیکی از او در لوح تاریخ معاصر ایران باقی خواهد ماند.
گمان می کنم کسی که پیه مقام خطیری مثل ریاست جمهوری یک کشوررا به تن می مالد، از خیلی چیزها از جمله نام و ننگ و آبرو و خانواده و آسایش و آرامش و ... باید بگذرد. و به نظر می رسد آقای خاتمی – حد اقل به موجب گفته های خودش – که گفته نمی خواهد قهرمان باشد، از همین سنخ باشد. بنابراین شاید بتوان نقش اورا بدون قضاوت های عاطفی و احساسی به عنوان رییس جمهوری که دردور اول بت شکنی و سازندگی ودردور دوم فرصت سوزی و تخریب از خود به جای گذاشت پذیرفت.
به همین دلیل است که قضاوت آقای ابراهیم نبوی را که در مورد خاتمی گفته "فاش می گویم که تصور نمی کنم تا سالها بعد هرگز صندلی قدرت در هیچ حکومتی در ایران انسانی بزرگتر از خاتمی را شاهد باشد" کمی عاطفی میدانم و با او موافق نیستم. چرا که معتقدم کشورما پراز مردانی است (منظورم از "مردان" برداشت شورای نگهبانی آن نیست!) که از خویش برون آیند وکاری بکنند. شاید هم به قول هادی خرسندی "بز امید ما نمی میرد".