«دل به روضه بده اخوی»

July 21, 2005

ده پانزده سال پیش که مدیر یکی از شرکتهای زیر نظر معاونت صنایع بنیاد مستضعفان بودم روزی، به نظرم در ماه محرم، مدیران تعداد زیادی از شرکتهای صنعتی را برای یک جلسه سخنرانی به مسجد بنیاد که هنوز سقفش تمام نشده وزیر چادری بزرگ در بلوار کشاورز برپا کرده بودند ، دعوت کردند. من هم به این سخن رانی رفتم.
سخنران آیت الله گیلانی عضو مشهور شورای نگهبان درآن روزها بود که چند سالی قبل از آن در سال های ابتدایی انقلاب برنامه ای را در تلویزیون اجرا میکرد که به مسایل (اغلب سکسی) اسلامی می پرداخت و برنامه اش به عنوان گیلانی شو معروف شده و تکیه کلام ها و مسایل مطرح شده او نقل محافل بود.
باری موضوع سخن رانی آیت الله در مورد انتقام مختار سقفی از یزید و خاندان بنی امیه بود. او با آب و تاب و لحنی آهنگین و محزون تعریف می کرد که خانواده یزید و ابن زیاد و سایر ملعونان عاشورا را گرفته بودند و درست با همان مصیبت ها و خفت و خواری که به سر اسیران کربلا و خانواده امام حسین اورده بودند، ان هارا اسیر کش کرده و در بیابان بچه هارا می بردند.
در این هنگام ناگاه دیدم مدیر یکی از شرکت ها – نام اورا فراموش کرده ام – که مرد جوانی بود و اورا با عنوان "مهندس" خطاب می کردند ، دستش را روی چشمانش گذاشته و های های گریه می کند و سر خودرا به ستون بغل مسجد می کوبد.
داشتم از تعجب شاخ درمی آوردم و نزدیک بود از زور خنده منفجر شوم.
مردک جوان حتی آن قدر همت نکرده بود تا اندکی دل به روضه بدهد و بفهمد که ذکر مصیبت دشمنان اسلام است و او باید تظاهر به خو شحالی کند ونه گریه!
فقط لحن محزون آیت الله بود که اینقدر این صاحبدل اسلامی را گرفته بود!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد «دل به روضه بده اخوی»

بابا جون مادرت به جای این حرفا یه فیلتر شکن یا چند تا عکس سکسی بفرست به این آدرس hamid_zr007@yahoo.com

حمید گیتاریست | August 28, 2005 06:51 PM

این ایت الله همان نبود که بحث شیرین لواط را در تلویزیون آمزشی فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی با آب و تاب راه انداخت و بعد هم (یا شاید قبل از آن... نمیدانم) حکم اعدام فرزند خود را صادر کرد؟

گاو مقدس | July 22, 2005 10:45 AM












اطلاعات ضبط؟