«مرامنامه نق نقو»

July 12, 2005


مکش بر جان خود رنده برادر، جان بنده
بگو حرف و حدیثت را به رسم شوخی وخنده

دلم از قیل و قال و علت و منطق چو بگرفته
می زنم بر سیم آخر، بگو منطق سیخی چنده؟

هرچه می خواهددلم ازخشگ وتررامن به هم بافم
که این وبلاگ شده آیینه ی تنهایی بنده

رفیقم مونسم کارم حریف و یار و غمخوارم
در این غربت شده هم صحبت بنده

نمی گویم دراینجا هرچه گویم نغز و پر مغزه
که صحبت ها و حرفایم گهی گنده، گهی قنده

اگه یک روز مثال آدمی حرف می زنم این جا
به روز دیگری حرفام مثال مرغ پرکنده

چه خوش گفتش مرا در چاله ای آقای راننده:
به دست اندازاگرافتاده ای مخور غصه بزن دنده

اگه این جا به جز "معری" تو چیزی را نمی بینی
برو کاری بکن، بیکاری اینجا آمدی ای شخص خواننده؟

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(1)
غرغرهای دیگران در مورد «مرامنامه نق نقو»

اگر خواهی بگیری یک کامنتی تو ز بنده
بباید بشنوی لیکن مپنداری که پنده
که این مردم زمانی از سکوت خود در آیند
که از زور فشاری جان بر لب آیند
تو باید که بکوبی با قلم یک وقت خوشوقت
به فرق آن عقاید یا تعصبهای سرسخت
اگر ریزی تو بنزین بر در یک لانه ی موش
نمی ماند دگر او سست و خاموش
قلم باید چو بنزین بجهاند
زبان مردم خواننده را چون پای آن موش

Pooya | July 14, 2005 03:18 AM












اطلاعات ضبط؟