امدادهای غیبی

July 07, 2005

بخشی از سخنان آقای مصباح یزدی در جمع اعضای کانون طلوع:

:خانمی را سراغ دارم که برای پیروزی آقای احمدی نژاد نذرکرده چهل زیارت عاشورا، چهل زیارت جامعه کبیره، چهل زیارت آل یاسین و چهارده ختم قرآن کریم بخواند. چند نفر از خانم ها صدوچهل هزار صلوات نذر کردند و چقدر تضرعات، گریه ها، زاری ها و توسلات عجیب و غریب تا این که یک کسی پیروز شود. در حالیکه شناخت و سابقه ای از این شخص نداشتند. (آدمهایی که برای پیروزی کسی که نمی شناسند صد و چهل هزار تا صلوات نذر کنند هرچی سرشون بیاد بینی و بین الله حقشون نیست؟)...
چیزی که واقعآ جای تامل فراوان دارد این است که حرکتی اتفاق افتاد که قابل توجیه با عوامل ظاهری نیست (بخوانید با عقل سلیم جور درنمی آید)، اگر کسی می تواند توجیه کند بفرماید تا ما استفاده کنیم. مردم به یک فردی که هیچ امتیازی از ازنظر ظاهر و قیافه و پول و حتی سیادت ندارد علاقمند می شوند و به او رای می دهند. (نتیجه می گیریم مردم دیوانه هستند. چون با طن طرف را نمی شناسند و ظاهرش هم هیچ امتیازی ندارد)...
و نکته آخر این که ما باید صاحب خودمان را بشناسیم. بدانیم که به دعای او دل ها هم عوض می شود و قضا های میرم هم تغییر می کند... ما باید ببینیم آقایمان از چه راضی است. (نتیجه: ما آدم نیستیم. یا سگ هستیم یا برده زر خرید).

از دفتر خا سرات (قبلآ خاطرات) رییس جمهور:
شنبه چهاردهم رجب المرجب 1426
امروز دررکاب آقا در مذاکرات غنی سازی اورانیوم با آمریکا شرکت کردیم.
بوش گفت: محمود تسبیح شاه مقصود هزار مهره ای که واسه صلوات شماری فرستادم رسید؟
گفتم آره ولی اگه فکرکردی غنی سازی رو متوقف می کنیم کور خوندی
گفت کاری نکنین حمله کنم ها!
یه بسته از چهل زیارت آل یاسین رو که خواهرا برام خونده بودن باز کردم فوت کردم تو صورت بوش.
بوش گفت: فوتینا! اسقف اعظم واشینگتن واسه من چهارصد کیلو آب دعای خشگ کرده به گردنم بسته.
آقا فی الفور یه دعای جوشن کبیر و یه دعای دفع خناس فوت کرد به صورت بوش.
بوش یه هو گفت: نوکرتم محمود جون؛ جون جرج اگه یه موقع کمکی برای غنی سازی بخواهی و تو رودرواسی به من نگی مشغول الذمه ی یزیدی ها!

سه شنبه هیفدهم رجب المرجب 1426:
امروز به حول و قوه ی الهی اولین جلسه ی هییت دولت رو تو گود زنبورک خونه تشکیل دادیم.
اولش وزیر کار گزارشی از درصد بیکاری داد و گفت بعضی از این اقتصاددان های سوسول میگن برای حل بیکاری باید سرمایه گزاری خارجی جذب کنیم. حاجی گفت شیکر خوردن بی خیال. یه دعای مجرب "مفتاح المشاکل" خوند و دسته جمعی یه دوره ی سیصد هزار صلواتی نذر کردیم. دلمون روشن شد. فردا حتمآ کاردرست می شه.
بعدش برادر وزیرنفت گفت ازمرحمت دعا صلوات خواهران نفت شد بشکه ای هشتاد دلار. قرار شد بشکه ای سه دلار بذاریم برای پرداخت به معلم ها سروصداشون بخوابه.
بعدشم وزیر علوم گفت دانشجوها جمع شدن برای آزادی و دموکراسی بیانیه دادن. گفتم از صاحبشون اجازه گرفتن؟

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد امدادهای غیبی












اطلاعات ضبط؟