«مرشد نق نقو رو حوضی می خواند»

August 14, 2005

بعد از اینکه کلیه ی امت شهید پرور ایران درد و غم خودرا فراموش کرده و یک صدا و هم سو و پر ضرب و زور به دولت فخیمه ی جدید فشار آوردند تا لاک و مهر تاسیسات اصفهان را بشکند و فرآیند غنی سازی اورانیوم را (که در این شرایط زورگویی استکبار جهانی برای ما از نان شب هم واجب تر است) از سر بگیرد، دیگ غیرت نق نق الواعظین هم به جوش آمد و در همراهی با عامه ی مردم فشار خودرا به دولت خدمتگذار به شکل پیش پرده خوانی روحوضی زیر تقدیم می کند:

کنون آقای ما حالش خوشان است
میگه ایرانٍ ما شاه جهان است
زبخت خوب ما نفتش گران است
حاجیت عبدالغنی می شه
اورانیوم غنی می شه

دل ما م وطن پر رنج ودرده
ز هر گوشه بلایی پشت بنده
حاجیت مشغول پخت "کیک زرده"
چه کیکش خوردنی می شه
اورانیوم غنی می شه

اگر فقر و فساده، مطلبی نیست
اگر دزدی و بیکاری براهه، مطلبی نیست
اگر سیل و وبا و اعتیاده، مطلبی نیست
که ایمان موندنی می شه
اورانیوم غنی می شه

دل مردم کبابه، بی خیالش
همه راها خرابه ، بی خیالش
بابا هستی برآبه، بی خیالش
که زورم دیدنی می شه
اورانیوم غنی می شه

که خوزستان و کردستان شلوغه، این دروغه
که اوضاعٍ درام باز توی بوقه، این دروغه
دراینجا حرف حق چون کشک و دوغه، این دروغه
که سوخت هسته ای چون بستنی می شه
اورانیوم غنی می شه

که زندان ها پره، این حرف مفته
نونامون آجره اینو کی گفته؟
شجاعت ها قره، حرفای مفته
که تاریخ خوندنی می شه
اورانیوم غنی می شه

وی شَل سِند یو تو کانسیل، نو پرابلم
وی شَل هیت یو - آل آف یور نوکلیار میل - نو پرابلم
یو ویل پِی آس اِ بیگ بیل، نو پرابلم(1)
حاجیت آخر رفیق با دیک چنی می شه
اورانیوم غنی می شه

(1) =
We shall send you to Council, No problem
We shall hit you, all of your nuclear mill, no problem
You will pay us a big bill, no problem

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(1)
غرغرهای دیگران در مورد «مرشد نق نقو رو حوضی می خواند»

عاااالیه. هاهاها. خیلی حال کردم. با اجازه تو بروبکس نقل کردم.

Pooya | August 14, 2005 09:24 PM












اطلاعات ضبط؟