آداب دانان و سوخته جانان

October 01, 2005

موسیا آداب دانان دیگرند
سوخته جانان و روانان دیگرند

در زمانیکه دانشجو بودیم با چندتاازدوستان یک تراک دست دوم سرویس پست آمریکارا که اداره پست بعد از چند سال کار کردن آن هارارنگ میکرد وحراج می کرد خریده بودیم. تراک ما رنگش زرد بود و فرمان آن طرف راست و شکل وشمایل آن تقریبآ مثل عکس بالا.یک یخچال توی آن گذاشته بودیم و یک بلند گوهم بالای آن نصب کرده بودیم. یادش به خیر از بس خراب می شد نام آن را عروس گوزو گذاشته بودیم.
روزهای تعطیل با آن به دالاس می رفتیم و بستنی می فروختیم. گاهی به محله های پولدارها هم گذرمان می افتاد، ولی بهترین مشتریان ما بچه سیاه پوست های محله های فقیر نشین بودند.
یک روز در یکی از محله های پولدارها یکی از بچه ها بستنیی میخواست که قیمتش 25 سنت بود ولی او 20 سنت بیشتر نداشت. مرد همسایه که می خواست برای بچه اش بستنی بخرد 5 سنت به او داد و مادر بچه اورا واداشت تا چند مرتبه از مرد همسایه تشکر کند.
این در حالی بود که بارها دیده بودم وقتی یکی از بچه سیاه پوست های فقیربقیه اسکناس پنج دلاری خودرا می گرفت درحضورپدریامادرش آن را جیرینگی و بی هیچ توقع تشکری درکف بچه بعدی میریخت و همین طور تکرار می شد تا پول تمام شود.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد آداب دانان و سوخته جانان












اطلاعات ضبط؟