ایرانی

October 16, 2005

1-
عاطفه مشاطان در مجله اینترنتی آفتاب یادداشتی خواندنی در مورد ایرانیان مهاجر نوشته است. فرازی از نوشته اش را دراینجا نقل می کنم:

"يک ايرانی، يک فرصت است برای ايران، در هر کجای عالم که باشد. مهم اين است که صرف نظر از نوع نگرش و مشی و مرام، در دلش جايی برای مهر ورزيدن به ايران و جامعه‌ی ايرانی بماند و از حساسيت‌ها و دغدغه‌هايش نسبت به سرنوشت ايران و جامعه‌ی ايرانی نکاهد. ديده‌ايم که و قتی پای ايران به ميان بيايد ايرانیِ خارج‌نشين حساسيت‌های مثال‌زدنی از خود نشان داده‌است: در برخورد با فلان نشريه که نام خليج عربی را در کنار خليج فارس آورده بود يا در اعتراض به مقام بلندمرتبه‌ای که عنوان خليج عرب را به‌کار برده ‌بود.
ايرانيان مهاجر، مهاجرند به تن و نه به دل، فرصت و سرمايه‌های ماندگارند و نه ازدست‌رفته. گاهی در غربت، حس تعلق و وابستگی به وطن و هويت ملی و اعتقادی بيش‌تر هم می‌شود. نمونه‌های فراوانی از فعاليت‌های گروه‌های دانش‌جويی حول اين محورها در بيش‌تر دانشگاه‌هايی که ايرانيان حضور دارند به چشم می‌خورد."


2-
درپایان بسیاری از نوشته هایم این مصرع از شعر ناصرخسرو را می گذاشتم که: چون نیک نگه کرد پرخویش درآن دید، زیرا قبل ازاینکه درهنگام بروز مشکلات علت راگردن این و آن بیاندازیم بهتراست اول یک سوزن به خودمان بزنیم. حالا شهرام عدیلی پور یادداشتی خواندنی در همین مورد درگویا نوشته است که فرازی ارآن را نیز اینجانقل می کنم:

"ما تا مشکل استبداد فرهنگی مان را حل نکنیم و دیو اسبتداد را از تک تک افراد جامعه مان بیرون نکنیم و هر کدام مان در درون خودمان و خانواده مان به تامل ننشینیم ، به جایی نمی رسیم و البته در بر همین پاشنه خواهد چرخید . باز هم قصه ی شکست مشروطه و ماجرای قتل امیر کبیر و شکست جنبش ملی و کودتا و انقلاب 57 و شکست اصلاحات و دوم خرداد تکرار می شود و تکرار می شود و ما نمی دانیم ایراد کار در کجاست ! بحث دموکراسی و حقوق بشر و آزادی و جامعه ی مدنی هم همیشه به عنوان شعارهایی شیک و زیبا باقی می ماند که از فرط استفاده کم کم فرسوده و کهنه می شود و کارایی خود را از دست می دهد و به فراموشی سپرده می شود . جنجال و شعار سیاسی کافی ست ."

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد ایرانی












اطلاعات ضبط؟