در دانشگاه تهران یک همکلاسی داشتیم به نام حمید نوروزی. بچه یکی از شهرهای خراسان بود. پسر خوب وباصفایی بود. بعد از اینکه برای ادامه تحصیل به آمریکارفتیم تصادفاً او هم به همان شهر حومه دالاس که ما بودیم آمد و مدتی پیش ما بود. حمیدبا لهجه شیرین مشهدی حرف میزد. یک روز آمد و گفت بچه ها بیایید بریم کالیفرنیا اینجا به درد نمی خوره. گفتیم چراحمید؟ مگه اینجا چشه؟ گفت اینجا نمیشه "توماس" داشت. (منظورش "تماس" بود). آدم اگه با آمریکایی ها توماس داشته باشه زبون انگلیسی رو خیلی سریع یاد میگیره. دوستام که کالیفرنیا هستند تونستن با راکوئل ولش هم توماس نزدیک داشته باشند!
چی با راکوئل ولش؟!!
موضوع خیلی داغ شده بود چون راکوئل ولش اون روزها جزء هنرپیشه های تاپ هالیوود بود و به بمب جاذبه جنسی شهرت داشت.
حمید خیلی جدی گفت: ها والله راکوئل ولش نعشهَ بوده با بچه ها توماس برقرارکرده.
هرچی ما گفتیم بابا حمید رفقا سرٍ کارگذاشتنت تو کتش نرفت. بارشو بست و به عشق "توماس" با راکوئل ولش از تگزاس به کالیفرنیا رفت.
مادیگه ازحمید خبردار نشدیم. بعد ها از بعضی از دوستان شنیدم که بعداز انقلاب به ایران برگشت ولی هرگز نفهمیدیم که بالاخره توانست با راکوئل ولش "توماس" برقرار کند یا نه؟! به هرحال بعدازآن نام او درحلقه دوستان وآشنایان عوض شد و همه اورا توماس نوروزی صدا میزدند.