واما برگردیم به دل:
"نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه
هرچی من بهش نصیحت می کنم
که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمیشه
میگه یا اسم آدم دل نمیشه
یا اگر شد دیگه عاقل نمی شه
بش میگم جون دلم
این همه دل توی دنیاست چرا
یه کدوم مثل دل خراب صاب مرده ی من
پاپی خیال باطل (زنهای خوشگل) نمی شه
چرا از این همه دل
یه کدوم مثل تودیوونه ی زنجیری نیست
یه کدوم صبح تا غروب
تو کوچه ول نمی شه
میگه یک دل مگه از فولاده
که تو این دورزمونه چششو هم بذاره
هیچ چیزی نبینه
یا اگر چیزی دید
خم به ابروش نیاره
(میگم آخه باباجون
اون دل فولادی دست کم دنبال کیف خودشه
دیگه از اشگ چشش
زیر پاش گل نمی شه)
میگه هر سکه میشه قلب باشه
اما هرچی قلب شد دل نمیشه
نه دیگه
نه دیگه
نه دیگه
این واسه ما دل نمیشه"
این ترانه وآهنگ بسیار لطیف و دلنشین آن از کارهای ماندگار هنرمند فقید ودلسوخته بیژن مفید است که برای شاهکار او نمایشنامه "شهر قصه" در سالهای انتهایی دهه چهل شمسی نوشته شد و علاوه براینکه درمتن نمایشنامه با صدای زیر "آقاموشه" (هومن مفید) اجرا شد، خود بیژن مفید هم با صدای خسته وگرمش اجرایی از آن را ارائه کرد (که می توانید آن را دراینجا گوش کنید)
این ترانه و آهنگ به گمان من ازصمیمی ترین، لطیف ترین، ساده ترین، دلنشین ترین و زیباترین عاشقانه های پارسی است.
بک اجرای جدید از این ترانه را با صدای حسین بختیاری در وبلاگ باارزش "راوی حکایت باقی" در بخش بازسازی ترانه "نه دیگه" بشنوید ولذت ببرید.
درود برروح بزرگ بیژن مفید که چنین یادگار ارزشمندی را ازخود به جای گذاشت.