
"ریچارد پرایر" کمدین نام آور سیاه پوست آمریکا امروز در 65 سالگی براثرایست قلبی درگذشت. من اورا از طریق چند فیلم بسیارزیبا که دیده ام می شناسم. از جمله فیلم های "سیلور ستریک" (قلاب نقره ای) و "سی نو اویل، هیر نو اویل" (چشمانت را به بد دیدن و گوش هایت را به بد شنیدن آلوده مکن).گرچه که بزرگترین هنراودراجرای کمدی های فی البداهه یا "ستند آپ کمدی" بود. او هنرمندی نابغه، خوش قریحه، مجنون وانسانی بزرگ بود. با طنزی بسیار تیز و بُرنده همچون الماس با گوشه کنایه های تند وتیزی درزمینه تبعیض نژادی ودیگر کاستی های جامعه آمریکا همچون فقر. او یکبار درمورد خودش گفته بود: "من بی سواد هستم ودرآمریکای نژادپرست زندگی می کنم، با وجود این مردمان بسیاری من وکارهای مرا دوست دارند و من ازاین راه زندگی می کنم. چه کسی می تواند در این شرایط از من بهتر عمل کند؟" (1).
ریچارد پرایر در اول دسامبر 1940 در ایالت ایلی نوی درعشرتکده ای که مادربزرگ او اداره می کرد ومادرش درآن شاغل بود به دنیا آمد. در شش سالگی یک نوجوان ویک کشیش کاتولیک به او تجاوز کردند. در چهارده سالگی ازمدرسه اخراج شد. وپس ازطی دورانی این چنین به ارتش پیوست وپس از مرخصی ازارتش بود که به نوازندگی پیانو وآواز خوانی پرداخت ولی خیلی زود دریافت که هنرواستعداد او که موجب واکنش مثبت مردم می شود اجرای فی البداهه برنامه های کمدی است.
او که در هنر خود از بیل کازبی الهام می گرفت، کارش یه جایی کشید که در سال های هشتاد میلادی قراردادی چهل میلیون دلاری با کمپانی کلمبیا امضا کرد و خود الهام بخش هنرمندان بزرگی چون "رابین ویلیامز" و "ادی مورفی" شد.
در سال 1980 درهنگام استعمال کوکائین دچار سوختگی شدید پنجاه درصد شد ولی به طور معجزه آسایی زنده ماند ورنج کشید و درسال 1986 به بیماری "ام اس" مبتلا شد. ولی با وجود این همه درد ورنج و دوبار حمله قلبی همچنان تا آخرین سال های عمر به اجرای برنامه های کمدی خود ادامه داد و با استفاده از نبوغ خود از دردورنج خودش وبسیاری مردم دیگربرای مردم شادی و خنده آفرید.
درسال 1998 "مرکز هنرهای اجرایی جان اف کندی واشینگتن" (2) جایزه "مارک تواین" درطنز رابه او اهدا کرد و او پس ازدریافت این جایزه سخن زیبای زیررا ادا کرد:
"بسیارجالب است که نام من هم طراز یک مرد سفید پوست بزرگ قرارگیرد (منظوراو مارک تواین است)، گرچه به راستی خنده دار است که دوپدیده مشترک انسان ها درتاریخ نفرت وطنز است ولی من بر خود می بالم که همچون مارک تواین از طنز برای کاستن نفرت انسان ها استفاده کرده ام".
فیلم های این هنرمند بزرگ را ، به ویژه فیلم "سی نو اویل هیر نواویل" ببینبد و ازته دل بخندید که گرچه اوستا کریم درهای بهشتش به روی همه باز است، ولی اگر من جای او بودم ،"وادخلی جنتی" را زودتر از "جنتی" مسلمان و مروج نفرت برای ریچارد پرایرکافر زاده عشرتکده و آوردنده خنده به لب های مردم می خواندم، حالا باریتعالی خودداند.
(1)= "that I live in racist America and I'm uneducated, yet a lot of people love me and like what I do, and I can make a living from it. You can't do much better than that."
(2)= John F. Kennedy Center for the Performing Arts
(3)="It is nice to be regarded on par with a great white man - now that's funny! Seriously, though, two things people throughout history have had in common are hatred and humor. I am proud that, like Mark Twain, I have been able to use humour to lessen people's hatred!" Pryor said in a statement.