« امان ازقدرت »

January 11, 2006

"تا وقتی که قدرتِ عشق بر عشق به قدرت چیره نشده است، جهان روی صلح را نخواهددید "
(جیمی هندریکس گیتاریست وموزیسین صلحدوست فقید آمریکا)

قدرت مثل خوره است بد جور به جان آدمیزاد می افتد و زخم های کریهی به وجدان و جوانمردی و انسانیت می زند.
قدرت مثل تراخم است. دید چشمت را کم کم چپ می کند. مثل ترکش بمب است گوشت را سنگین می کند.
قدرت مثل بنگ است. عقلت را ریزه ریزه زایل می کند.
قدرت مثل ویروس هاری است. وقتی به جانت افتاد هی به این وآن می پری و پاچه می گیری.
قدرت مثل هورمون چاقی است. هیکلت را لش می کند. هی بزرگ می شوی غول می شوی. سنگین وزن می شوی. ولی مغزت بزرگ که نمی شود هیچ، قدری هم می تکد. دایناسور می شوی. احساست کم می شود. اگر یکی به پایت سوزن بزند تازه یک ساعت دیگر می گویی آخ!
قدرت مستت می کند. دوروبرت را خوب نمی بینی، قوه تشخیصت را ضعیف می کند. قتل را با جراحی، کشتن را با عدالت، زوررا با مهر، خفقان را با آزادی، و خودت را با همه خوبی ها واصالت های دنیا عوضی می گیری. به دوروبرت نگاه کن، به قله های قدرت، آیا نشانه های فراوانی نمی بینی؟
قدرت مثل زهراست اما زهر شیرین، کم کم معتادت می کند. منگ می شوی، هذیان می گویی، عربده می کشی، نفس کش می طلبی. اما از درون مثل موریانه می خوردت. می پوسی، بوی گند می گیری. تا آخرش با یک تقه درهم بشکنی و آوار شوی.
قدرت مثل قرص اکس است. دچاراوهامت می کند. خیال برت می دارد. فکر می کنی عقل کلی، ناجی جهان هستی، برگزیده ملکوتی، مقدس و نظرکرده ای، ماموریت ازعالم غیب داری، خوش تیپ هستی، برگزبده ای.
قدرت بد دردی است، اول دیگران را بدبخت می کند سپس خودت را.
امان ازقدرت.

پ.ن.: نشانه صلح را از سایت "گوگل ایمیٍج" برداشته ام.
پ.ن.2: اخباربدی منتشرمی شود. صدای طبل جنگ می آید. امیدوارم عرّوتیزی بیش نباشد برای ترساندن. ما که ترسو هستیم و قلبمان ضعیف است، شمارا نمیدانم! نمیدانم چه باید کرد؟ فعلاً درمدح صلح و بدی جنگ وقدرت می نویسم، قطره ای ازدریا هم که اثرکند خوبست.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد « امان ازقدرت »












اطلاعات ضبط؟