«سلطان خوش تیپ خان»

January 06, 2006

راویان اخبار و ناقلان آثار چنین نقل کنند که ملک ناریارا پادشاهی بود اجمل الجمالات و اکمل الکمالات. سخن بگفت و دُربسفت بس که بناگوش شِعب ناریا ازآن الفاظ وحی آسای شکّربارقلائدهای دُرداشت. نام او بود :سلطان خوش تیپ خان".

هرروز برگنبدی برآمدی وموعظه کردی شِعب ناریارا که اجداد و اسلاف ما پارابلوم های ناریا را برکندی ازجای به یک بار. شکرایزد منان را اَدیمان امت رنگین و قلوب ناسنگین و هَپی وپارابلومی نمانده اقتصادی واجتماعی شعب مارا اِلّا دو فقره. اول این که شعب هفت همسایه آن سوتر ازاستکبار چوب می خورند و خود بی خبرند و دویّم اینکه درمعرض تهاجم فرهنگی اقوام بربرروم و پارس و اینکا و مایا قرارگرفته ایم. شعب ناریا غریو برآوردی و کف بکردی و کف بزدی بی شمار.

روزدیگر برآمدی و بفرمودی که مارا توپ باید ازنوع جرّاردوربرد که ازبیضه ی حمّیتِ شعب دفاع جانانه کنیم چه اگر اخوی ما شاه اسماعیل را دروادی چالدران این فقره توپ ببودی استکبارافرنگ براوچیره نگشتی و حرف او راست آمدی که: "با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد". شعب ناریا غریو برآوردی وکف بکردی و کف بزدی بی شمار.

بازروزدیگربرگنبد برفتی و فرمودی: سکندر و هجمه او افسانه ای بیش نبودی و او از قبطیان نکشتی الّا اندکی که فوق فوقش به هزاربرنیامدی. آورده اند که این سخن سلطان قبطیان را خوش نیامدی اما سلطان خوش تیپ را باک نبودی که پنداشتی شاهان یاجوج و ماجوج و جیوش صین و ماصین دل با وی داشتندی. ونیز آورده اند که یکی از شعوب را دردل برآمد که مارا سنه نه؟ انصار سلطان که از غیب آگاه بودی وی را بنواختی نواختنی سخت!

پس اذناب و جیوش سلطان از آکادمیای یونان و سنای روم و صین و یابان و قرطبه حکما و علمایی برگرفتند و درتله ویزیون ناریا گردآوردند و کتب ورسالات آوردند که شمار کشتگان سکندر هشتصدونودوچهارببودی: چهار صغیر و نود سفیه و هشتصد جاهل کلهم اجمعین. و خلق ناریا ازفصاحت کلام و فخامت علم سلطان ایوَل آوردندی و انگشت حیرت به دندان گزیدندی و شعب ناریا غریو برآوردی و کف بکردی وکف بزدی بی شمار.

پس سلطان خدمت موبدان موبد شدی و دست ادب ببوسیدی و گفتی ازالطاف گوتاما ببودی که این سخنان بگفتمی. موبدان موبد به خدمتگزاران درگاه بفرمودی: مای چیلدیرین، این فرزند ما بس خوش بگفت. شمارا از سرّی خواهم آگاهانیدن. سوشیانت مارا سه سوتیِ عظیم باید تا به حضورخود جهان را مفتخرکند و این فرزند ما اکنون یک سوتی را به نحو احسن به جای آورده است.

روزدیگر سلطان برگنبد آمد و بفرمود: دو سوتی دیگر باید! شعب صیحه ای ازدل برآوردند و ازهوش برفتند.
یا للعجب!

پ.ن.: نام جایها وکسان فیکسیون صددرصد تقلبی حقیقی بوده و مخلوق ذهن پریشان "نق نق الفقها" ست. هرگونه تشابه با جایها و کسان درعالم تصادفی و اوراقی است. تمت.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد «سلطان خوش تیپ خان»












اطلاعات ضبط؟