« نق نق، غرغر و دیگرهیچ»

January 21, 2006


من - نقی می زنم، گاهی
تو - غری می زنی، گاهی
آنها – تیشه می زنند، تبر می زنند، دایم
ما – "خشکیده وافتاده وبی حرف به خوابیم
تا باد بهارآید وعطرش بنیوشیم"
صدای خشگ جَرَق جَرَق تن درخت را نمی شنویم؟
این باد بهارنیست!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « نق نق، غرغر و دیگرهیچ»

آشپزباشی جان
:-( به قول خودت

نق نقو | January 21, 2006 10:19 PM

جرق جرق که به جاي خود، تازه ما کمي بوي دود هم استشمام مي‌کنيم متاسفانه...
شما چطور؟

آشپزباشي | January 21, 2006 09:55 PM












اطلاعات ضبط؟