اخباراینروزها خوش نیست. بوی باروت و صدای طبل جنگ می آید. خیلی ها می گویند این ها "لو لو سرخرمن" است و غرب و آمریکا درموقعیتی نیستند که به ایران حمله کنند و سردمداران حکومت ایران هم زرنگترازاین حرف ها هستند و دارند با مهره نفت شطرنج بازی میکنند و سربزنگاه کوتاه خواهند آمد. هرچند که تا همین جایش هم طرفین این بازی شطرنج نکبتی دارند پیاده های یک طرف را که ملت ایران باشد فدا می کنند، ولی بازهم امیدوارم که (به مصداق جلوی ضررراازهرجا که بگیری منفعت است) حق با آن ها باشد.
نق نقو قلبی ضعیف دارد و ازجنگ بیزار است. چه می توانیم بکنیم؟ یک راهش این است که حرف بزنیم بخصوص آندسته ازما که میکروفونی داریم که از آن طریق گوش های بسیاری مارا می شنوند. مثلا! استادان ایرانی بسیاری که دردانشگاه های آمریکا ندریس می کنند. نق نقو نیز دوستانی دارد که در دردانشگاه های آمریکا تدریس می کنند و همین جا از آنها می خواهد که درکلاس های درس خود بگویند که مردم ایران ازجنگ بیزارند. آن ها هنوز زخم یک جنگ نکبت بیهوده را برجان وتن دارند. بیش از هشتاد درصد مردم ایران مثل دولت خود نمی اندیشند و دنبال صلح و آرامش هستند. گفت و گوی مستقیم بهترازجنگ است و جنگ تنها باعث خواهد شد که حس ناسیونالیستی ایرانی ها گل کند و درکنارحکومت قرار گیرند و به جز یک ویرانگری وکشتار نصیب هیچکس نخواهد شد. یک جنگ دیگر بدون برنده.
ازاین فاجعه به هرطریق ممکن پیشگیری کنیم.
درژانویه وفوریه 2005 نیزنق نقو دو مطلب دیگر با عنوان های "زنده باد صلح"و "برای صلح" درهمین جا نوشت که هنوزهم آرزوی ماست.