«ازکوزه همان برون تراود که دراوست»

January 07, 2006

درگلستان سعدی داستانی هست که پیرمردی به دختری جوان دل می بازد و با زبان چرب ونرم می خواهد دل دختررا به دست آرد. به او میگوید که جوانان هوس بازند و قدرناشناس، کام برمی گیرند و به سراغ دیگران میروند، خشن هستند ودست بزن دارند. درحالیکه پیری چون من هوای تورادارد، هم همسر است و هم پدر، مهربان است و خشونت ندارد و الی ماشاالله ازاین حرفها. دختربه او جواب می دهد: این همه که تو گفتی ارزش یک حرف دایه ام را نداشت که گفت: زن جوان را اگرتیری به پهلو نشیند به که پیری!! (متاسفانه گلستان را دم دست نداشتم که عین متن زیبای سعدی را نقل کنم).
همچنین یک ضرب المثل فارسی می گوید: دم خروس را باورکنیم یا قسم حضرت عباست را؟
به قول عمران صلاحی حالا حکایت ماست:
بیست و هفت سال از انقلاب اسلامی ایران می گذرد. بیست و هفت سالی که همه پهنه ایران و همه امورآن: نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی، رادیو و تلویزیون و روزنامه و کتاب و نشریه و مسجد و خیابان و بازار و کوی و برزن و مدرسه و دانشگاه و کوه و بیابان و ... دریک کلام همه چیز زیر کنترل نظامی مزین به صفت "اسلامی" بوده است. لابد الان باید دراوج کمال و جمال باشیم و به قول خود حضرات اسوه ای غول برای جهان ماتریالیستیک پرازفساد ودزدی و دغلی؟
اما نتیجه را از زبان خود مسئولان نظام بخوانید:
معاونت اجتماعی و ارشاد نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران از پايين آمدن سن متوسط ارتکاب برخی از جرايم در اين کشور خبر داده است". "
دلایل این سقوط به نظراین مقام مسئول این ها هستند:
عواملی از قبيل: " نبود امکانات تربيتی، فقدان اميد به آينده، گسيختگی خانواده ها، کاهش فضای خلاقيت در زندگی اجتماعی، فقدان و يا کمبود امنيت اجتماعی و نبود امکانات مناسب برای گذراندن اوقات فراغت، وسعت يافتن شکاف نسلها و وابستگی اقتصادی جوانان به خانواده ها در عين استقلال طلبی آنها".

انگار عصرخواجه حافظ شیرازی هفتصد سالی کش آمده و هم امروزاست که این رند خراباتی ما می سراید:
گرمسلمانی ازاین است که حافظ دارد
وای اگر از پی امروز بود فردایی

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد «ازکوزه همان برون تراود که دراوست»












اطلاعات ضبط؟