«قافله عمر»

February 15, 2006

« چراغ »

پختن ناهاروشام درآن روزها بیشترازامروزحکایت داشت وساعت های درازی ازوقت کدبانوان را می گرفت. درآن روزها نه کپسول ولوله کشی گاز وجود داشت ونه اجاق گاز. ازبزرگترهای خانواده شنیده بودم که پیشترازهیزم برای پخت وپزاستفاده می کردند که مربوط به نسل های قبل ازمن می شود. آنچه درخانه مابود چراغهای سه شعله گردی بود که بانفت کارمیکرد وسه فتیله داشت که با پیچاندن یک دسته گرد برروی بدنه چراغ فتیله ها بالا وپائین می رفتند و شعله ومیزان حرارت کم وزیاد می شد. فتیله نواری بود ازالیاف نسوز به عرض حدود 5 سانتیمتر و ضخامت دوسه میلیمتر که یک سرآن درمخزن نفت چراغ قرارداشت وسدریگرآن ازشکافی بیرون زده بود که درزیرآن چرخ دنده ای قرارداشت که به دسته ای وصل بود وباچرخاندن آن فتیله بالا وپائین میرفت.
این چراغها نسبت به اجاق های گازی وبرقی امروز گرمای بسیار ناچیزی داشتند وبه همین دلیل پختن غذا ازصبح زود شروع می شد وتا کمی پس ازظهرباید صبرمیکردی تا آماده می شد ودراین فاصله کدبانوی آشپز مرتب به غذاسرمیزد تا حسابی جابیفتد یک وقت نسوزد ویا نیم پزنشود. عطر مست کننده کته، قورمه سبزی، خوراک لوبیا سبز، دمپختک، کوفته تبریزی و خورش قیمه مادربزرگ برفراز این چراغ ها فضای آشپزخانه وحیاط را آکنده می کرد.

درزمستان ها ، علاوه بر یک بخاری بزرگ نفتی که یا "شعله آبی" بود یا "ارج" ویا "آزمایش" که لوله دودکش آن ازجنس حلبی سیاه مثل خرطوم فیل ازبخاری جدا می شد ودردل دیوارفرو میرفت، بخاری "علاالدین" رایج ترین وسیله گرمایی بود.
"علاالدین" نشانه یک بخاری نفتی قابل حمل ساخت انگلیس بود (بعد ها ساخت چین) که درایران بسیاررایج ومحبوب بود. فتیله گردی داشت که یک سرآن درمخزن نفت بود وسردیگرآن با پیچاندن یک دسته بالا وپائین می رفت. با شعله ای آبی می سوخت ونسبت به چراغهای سه فتیله یا تک فتیله خوراکپزی حرارت بیشتری تولید می کرد. تقریباً تمام خانواده هایی که من می شناختم یکی دوتا ازاین علاالدین داشتند ووجود آنها منظره آشنای اتاقهای زمستانی بود. با یک کتری برروی سر که بخارآب ازلوله کتری بیرون می زد وخشگی هواراکمی تلطیف می کرد وبیشتراوقات بایک قوری برفراز آن کتری وبوی چای تازه دم آماده برای ریختن دراستکان ونوشیدن.
بسیارهم می شد که ناهاریا شام نیز درقابلمه ای یا دیگی برفراز همین علاالدین بجوشد وزمانی که گرسنه از مدرسه می رسی فضای اتاق را از عطر غذا آکنده بیابی.


ازجمله وسایل دیگر پخت وپز "پریموس" بود. که گویا نشان کارخانه سازنده آن "پریموس زیورت" بود واین چراغ وتمام چراغهای مشابه که بعدازآن وارد بازار ایران شدند به همان نام ژنریک پریموس شناخته شدند. (از نمونه های مشابه درموردفرآورده های دیگرحتماً آدامس، فاب، کلینکس، زیراکس، و والوررا به یاد دارید).
پریموس اجاق کوچکی بود که محزنی برای نفت داشت وبازدن یک تلمبه که روی بدنه آن تعبیه شده بود نفت به شکل ذرات ریز گازفشرده درمیامد وبا شعله ای آبی رنگ وبدون دود می سوخت وحرارتی بیشتراز چراغهای خوراکپزی دیگرداشت. بیشتر برای پختن برنج وخورش درحجم زیاد (مثل مهمانی ونذری وخرجی) ودرپیک نیک مورد استفاده قرار می گرفت.

"زنبوری" نسخه دیگری از پریموس بود که برای روشنایی استفاده می شد. نفت به همان ترتیب پریموس پس ازتلمبه زدن فشرده وگاز می شد. برسرآن یک توری ظریف ازجنس الیاف نسوز وبه شکل لامپ نصب می شد ودورآن نیز با شیشه ای شفاف ومحافظ پوشیده بود. شبها با صدایی دایم ویکنواخت و وزوز مانند در مراسم ومیهمانی ها وخانه ها وبربساط دکانداران میسوخت ونورشدیدی داشت. و به گمانم همان صدایش وجه تسمیه اش بود.

"فانوس" و "لامپا" چراغهای روشنایی نسل قبل اززنبوری بودند. هردو با نفت و فتیله و حباب بودند. فانوس نوع ارزانتر و کم نورتر بود که معمولاً برای فضای باز استفاده می شد.

قبل ازفراگیر شدن برق همه خانه ها چند تایی لامپا یا چراغ نفتی داشتند که اگر فتیله آن گرد بود به آن گرد سوزهم می گفتند. پایه های آن برحسب مال وثروت وسلیقه خانواده با نقره یا آب طلا یا چینی وهمراه با کارهای هنری زیبا بود. یک جفت از این چراغ های نفتی زیبا یکی ازپاهای ثابت جهازیه هردختری بود و تا سالها بعد از فراگیر شدن برق نیز به عنوان تزئین ویا استفاده درهنگام قطع برق، همچنان روی طافچه ها ورف های خانه ها خودنمایی می کرد.

استفاده ازبرق هم که فراگیر شد تا مدت ها درخانه های خانواده های فقیر ومتوسط خبری ازلوسترهای کریستال وچینی نبود وسیم برقی بدون هیچگونه تزئینی ازسقف آویزان بود که درانتها به یک سرپیچ ولامپ ختم می شد.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد «قافله عمر»

آقا فتیله پاک کن علا الدین رو یادته ، آرزوی من این بود که مادرم اجازه بده فتیله رو من پاک کنم

shahosein | April 24, 2006 08:18 AM

آقا زدی تو کار سمساری و آنتیک جات
ما که اول صبح تو این هوای برفی گرم شدیم
برقرار

آب و گل | February 16, 2006 07:40 AM












اطلاعات ضبط؟