ماجراهای ننجون و ممودآقا (3)

March 10, 2006


ننجون ممودآقا الهی قربون قدت بشم دیشب خواب خدابیامرز جاج باباتودیدم خیلی دل ناگرون بود ننه می گفت به ممودآقا بگو با این یارو هولوی کاسه جوهودا درنیفته. می گفت آقا به زبون مبارک فرمودن این جوهودا از قوم یهودم بدترن، یه وَخ چشم زخم می زنن ننه بی تره ولشون کنی به امان خدا و دست بریده قمر بنی هاشم.
راستی ننجون اون دوتا بیجامه راه راهتو که سرزانوهاش رفته بود کوتاه کردم تنکه های خوبی شدن میری سفر با خودت ببر ننه شوربشورکن.
- اِوارفتی ممودآقا ننجون دست علی به همرات الهی پیر شی ننجون.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(0)
غرغرهای دیگران در مورد ماجراهای ننجون و ممودآقا (3)












اطلاعات ضبط؟