"مرا کیفیت چشم توکافیست
ریاضت کش به بادومی بسازه"
صبح یکشنبه که از خواب برمی خیزم:

یکی از مهمان ها ازراه رسیده و پشت پنجره منتظر است.

و مهمان دوم

وسینه سرخی که با خودصدای بهاررا آورده

و ازدرکه بیرون می زنم، با قمری بر سر تیر سلام و علیکی می کنیم

با دوستم سنجاب بادامی را قسمت می کنیم

وتنهایی مان را

ودرپاسخ سلام دوستی دیگر کلاهم را برمیدارم

وسگی که سبک درعلفزار می دود شکوه زندگی را مفت و مجانی هدیه می کند