« پیک امید »

May 11, 2006


(1)
قاصدک هان چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبرآوردی ؟
خوش خبر باشی ، امروز
گرد بام و درمن
چه سبک می گردی .


انتظار خبری هست مرا
هم ز ياری هم ز ديّار و دياری ، باری
همه اینجا می جویند چشمی و گوشی با کس ،

قاصدک
نرم فرودآی بر سراين در وطن خويش غريب .
با آن همه تجربه های همه تلخ ،
باز دلم می گويد
که امیدی تو، امید ؛
که نویدی تو نوید .

قاصدک! هان، ولی... آخر... ای وای !
راستی آيا رفتی با باد ؟
با توام ، آی! کجا رفتی؟ آی...!
میدانم جايی خبری هست هنوز
مانده خاکستر گرمی ، جايی
در اجاقی - طمع شعله نمی بندم- خردک شرری هست هنوز

قاصدک ! گرچه
ابرهای همه عالم
شب و روز
در دلم می گريند
میبینم
درپس این همه ابر
آفتابی چه سترگ!

(1) = میدانم روح بزرگ مهدی اخوان ثالث، این دستکاری مرا درشعرش خواهد بخشید. اگرنه چه دلیلی داشت که تخلص خودرا "م. . امید" انتخاب کند؟

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « پیک امید »

آقا سلام،
رسیدن بخیر!

آب و گل | May 12, 2006 04:11 PM

ایدون باد!

قاصدک* | May 12, 2006 12:02 AM












اطلاعات ضبط؟