« ایران من »

May 26, 2006

درطول سالها این همه جوک ولطیفه درمورد ترکها ساختند وساختیم و گفتند وگفتیم وشنیدند وشنیدیم اما هیچ وقت نشده بود که ترکهای ایران شورش کنند. چه شده است؟
هیچ کس تا حالا درمورد بلوچ ها جوک نساخته است یا حداقل من که تا حالا نشنیده ام. اما بلوچ ها حالا عصیان کرده اند وبرخی تروریست شده اند و ابومصعب وار الله اکبرگویان آدم سر می برند. چه شده است؟
ما که درتمام دوران پهلوی دوم ندیده ونشنیده بودیم عرب های ایران به خاطر خواسته های قومی سروصدایشان بلند شود که حالا چشممان به دیدن این اعتراض ها وشورش ها روشن شده است. چه شده است؟
تاآنجایی که من دیده ام و دانسته ام کالیفرنیایی ها لهجه تگزاسی هارا مسخره می کنند وازآن جوک می سازند، سوئدی ها نروژی ها وفنلاندی هارا مسخره می کنند وازآن ها جوک می سازند. آمریکایی ها لهجه وکنش کانادایی هارا مسخره می کنند و جوک می سازند. انگلیس ها ازاسکاتلندی ها ومنش آن ها جوک می سازند. ژاپنی ها کره ای هارا مسخره می کنند و بسیاردیگرازاین دست. اما کمترمی بینیم که روزنامه ببندند، بزن بزن کنند، بگیر وببند وتیراندازی راه بیفتد، بانک وماشین آتش بزنند، وآدم بکشند. چه شده است؟
سالها پیش دریکی ازکتابهای نادرابراهیمی می خواندم که جوک سازی درمورد اقوام وقومیت ها کارامپریالیسم است. استدلالش هم این بود که جوکهایی که درمورد اقوامی ساخته می شود که زیستگاه اقلیمی آن ها قابل جدا شدن ازخاک اصلی یک کشوراست اغلب بارمنفی دارد (مثل جوک های ترکی ورشتی) درجالیکه جوکهایی که درباره اقوام زیستگاههای مرکزی (که قابلیت جداشدن راازنظر جغرافیایی ندارند) ساخته می شوند اغلب دارای بار مثبت هستند (مثل جوکهای اصفهانی وقزوینی). گرچه این فرضیه به نظرمن دایی جان ناپلئون واروباورنکردنی است (1). اما گیرم که درست باشد، یعنی آذری های ایران می خواهند با جمهوری آذربایجان یکی شوند؟ یعنی اینقدرازمرحله پرتند؟ زهی خیال باطل!
چه سوگمندم وقتی می خوانم حتی آدمی مثل مرتضی نگاهی نیز که دربیشترنوشته هایش مدارا وتسامح وتساهل ودموکراسی را کوس می زند، اکنون دروبلاگش تحت عنوان "تبریز اویانیب" (تبریز بیدارشده است) شادمانه دم از شروع مجدد انقلاب ازتبریز می زند. مارا چه می شود؟ آیا می خواهیم دوباره که نه، بلکه صد باره ازهمان سوراخ گزیده شویم؟ چند بار باید راه رفته را دوباره بپیمائیم؟ چند بار؟
دربسیاری ازقصه ها وافسانه های ترکی حیوانات وحشرات به زبان سلیس ترکی صحبت می کنند ولی ترکها ککشان هم نمی گزد. درنمایشنامه شهرقصه الاغ وخرس وروباه به زبان فارسی صحبت می کنند ولی هیچ فارس زبانی احساس اهانت نمی کند که هیچ بلکه خیلی هم خوشش می آید. اما درجمهوری اسلامی اگردرفیلمی دزده (بدگای) مثلاً به لهجه لری صحبت کند وامصیبتا از اهانتی که به قوم شریف لر شده. اگر مثلاً پزشکی درفیلم کارخلافی انجام دهد ناگهان احساسات همه پزشکان جریحه دار می شود وواویلا بیا درستش کن و توخود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل.
مارا چه می شود؟ مباد آنکه بازهم ازآنطرف بام بیفتیم! آمین یارب العالمین.

(1) = یادداشتی خواندنی دراین موردرا دروبلاگ "مردرومانتیک باگلنگ" تحت عنوان "قسمتی از تز دکترای میر محمد باقر شمس العماره ای -دپارتمان مطالعات خاورمیانه، جرج تاون" بخوانید.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « ایران من »

آقا، همه اینها درست، اما آمریکاییها گلط میکنند لهجه کانادایی را مسخره میکنند، مگه خودشان خواهر ومادر ندارند؟..ها؟

آب و گل | May 27, 2006 04:06 AM

دربست موافقم با نوشته ات...من هم به عنوان یک آذری از حرکت اخیر که حرکتی کور وبی معناست متاسفم....

امید | May 26, 2006 10:42 PM












اطلاعات ضبط؟