بعضی وقتا هزاروهفت دلیل برای "آپ دیت " نکردن هست. یکیشو میگم به کسی نگین: تنبلی.
هزاروشش جوردیگه ش خودش حکایتی دراز برای هفتاد من پست جدیده!
دراینجورمواقع بهترین کار تکرار یکی از یادداشت های قدیمیه. رادیو تلویزیونچییا (به به ازاین واژه!) قدیما شب عید که می شد سرشون شلوغ بود از فرصت استفاده می کردن برنامه های قدیمی رو "به درخواست" شنوندگان دوباره پخش میکردند و به وقت "شنوندگان عزیز" نردبان می گذاشتند. وبلاگچیا که کم از اونا نمیارن!
اینم یکی ازیادداشت های درخواستی شنوندگان (ببخشید خوانندگان) عزیز که اولین بار درتیرماه سال گذشته با عنوان "واژگان" منتشرشد:
برای خرید کتابی وارد یکی ازکتاب فروشی های روبروی دانشگاه تهران شدم:
- آقا ببخشید کتاب "قانون" رو می خواستم.
- نداریم آقا!
- ببخشید حالا می شه یه چکی بکنید شاید داشته باشید؟
فروشنده که مرد میانسالی با موهای سفید بلند و پریشان بود از بالای عینک پنسی خود که دو بند آن ازکنار گوش هایش آویزان بود نگاه عاقل اندر سفیهی به من دوخت و گفت:
- عجیبه ها مثل اینکه معنی واژه ها عوض شده! "نداریم" میدونی یعنی چی؟
خیلی عادی درجوابش گفتم:
- ای آقا معنی واژه ها که خیلی وقته عوض شده.. عجیبه یعنی شما خبرنداری؟
- "نداریم" یعنی داریم ولی نه برای همه
- "نداریم" یعنی حالشو ندارم قفسه های بالایی رو چک کنم
- "نداریم" یعنی اگه سه برابر قیمت پشت جلد بخواهی یه کاریش می کنیم
- "نداریم" یعنی...
فروشنده حرف مرا قطع کرد و رو به شاگرد خود گفت:
- پسر بپرازبالا یه جلد کتاب "قانون" بیار آقا اهل درده!