آقای صرافی دبیر ادبیات ما نبود. معلمی که اشتباهاً صرافی نامیده ام آقای عقدایی نام داشت
NeghNeghoo | December 5, 2011 10:42 AM
DOROUD BEH HAMEH ABOU MOSLEMI HA.
MAN CLASSE YAZDEH VA DAVAZDZH RA DAR ABOU MOSLEM KHANDAM BAAD AMADAM FRANC DAR IN JA DOCTORA GREFTAM VA AL AN BAZ NESHASTEH DOLET FRANCE HASTAM.
BEYAD KHATERAT KHOSH KHYABAN AMIRIYEH.
HAR KOJA KEH HASTID MOVAFAGH BASHID.
MASSOUD SAFATIAN | November 13, 2011 04:24 AM
DOROUD BEH HAMEH ABOU MOSLEMI HA.
MAN CLASSE YAZDEH VA DAVAZDZH RA DAR ABOU MOSLEM KHANDAM BAAD AMADAM FRANC DAR IN JA DOCTORA GREFTAM VA AL AN BAZ NESHASTEH DOLET FRANCE HASTAM.
BEYAD KHATERAT KHOSH KHYABAN AMIRIYEH.
HAR KOJA KEH HASTID MOVAFAGH BASHID.
MASSOUD SAFATIAN | November 13, 2011 04:22 AM
DOROUD BEH HAMEH ABOU MOSLEMI HA.
MAN CLASSE YAZDEH VA DAVAZDZH RA DAR ABOU MOSLEM KHANDAM BAAD AMADAM FRANC DAR IN JA DOCTORA GREFTAM VA AL AN BAZ NESHASTEH DOLET FRANCE HASTAM.
BEYAD KHATERAT KHOSH KHYABAN AMIRIYEH.
HAR KOJA KEH HASTID MOVAFAGH BASHID.
MASSOUD SAFATIAN | November 13, 2011 04:21 AM
با سپاس و درود به قاسم شیرازی عزیز که هم نام خود و هم نام تعدادی دیگر از بچه های ابومسلم را در اینجا ثبت کرده است، بعد ها با اینترنت گردی های بیشتر دریافتم که دبیرستان ابومسلم غیر از ناصر حجازی از قرار شاگردان نامدار دیگری را نیز پرورده است از جمله:
بهرام بیضایی، فریدون فرخزاد، نادر ابراهیمی، هادی خرسندی، اسماعیل نوری علا و همچنین دکتر سید جعفر شهیدی نیز مدتی در ابومسلم تدریس کرده است.
همچنین حسین دستگاه که بعد از مرادی (که عکس او در اینجا هست) معلم ورزش شد مردی بسیار زحمت کش و از عاشقان تربیت بدنی بود.
نق نقو | December 25, 2010 10:33 PM
سلام به همگی شما ابومسلمی ها
از روش "فیس بوک" میخواستم دنبال همشاگردیهای پیشین بگردم که کامیاب نشدم ولی خوب سایت شما را پیدا و با خوشحالی شروع بخواندن و دیدن کردم!
چند نکته دارم که شاید به تکمیل کردن این گزارش کمک کند.نخست: آقای ذولفقاری معلم طبیعی بود وهمیشه با چند گچ رنگی به سر کلاس میامد و پای تخته میرفت و بدون اینکه چیزی بگوید، شروع به کشیدن گیاهان مختلف میکرد و سپس هم آنها را شرح میداد.
دو دیگر: میخواهم در مورد آقای کسمایی که بویی از انسانیت نبرده برایتان بگویم! او هیچگاه حرمت محیط تحصیلی را رعایت نمیکرد. او میگفت نمره بیست مال خداست! نوزده به کسی میدهم که بیاد "پستو"! هیجده مال کسی است که حسابی خر خوانی کند. چیزی که باعث کینه من به این معلم شده، بر میگردد به زمان امتحان شفاهی که چند تا از شاگردان پای تخته رفتند و همزمان میخواستند امتحان بدهند. یکی از دوستان خوب من لکنت زبان داشت و هر زمان هم که در جلوی جمع قرار میگرفت، گرفتاریش بیشتر میشد. آنروز این معلم نفهم چنان بیشرمانه او را زد و کلمات توهین آمیز (فلان فلان شده اگر لالی چرا به مدرسه کر و لال ها نمیروی...) نثار او کرد که فکر نمیکنم آن نو جوان تا عمر دارد آن حقارت ها را فراموش کند!
سه دیگر: امروزه دبیرستان ابومسلم، دخترانه شده و نام دیگری گرفته! از آن درخت های چنار، از آن آبهای زلال که از پادگان نظامی سرچشمه میگرفت و آنها آبیاری میکرد، خبری نیست! چهار دیگر: از ناصر حجازی نام برده بودید، یادمه گلر فیکس، آنجنان که قدیمی تر ها میگفتند، آینده کوشش بوده و ناصر خان رزرو او ! همچنین جا دارد از زنده یاد حبیب خبیری هم یاد کنیم که برای تیم ابومسلم توب زده. حمید درخشان هم از همدوریهای ما بود.
امیدوارم از این راه بتوانم با دوستان قدیمی که دلم برای یکایکشان (علیرضا شمس، سید فخاری، ریش سفید، محمد درویش، فریدون فریدونی پور، جواد صیقلی، سعید ضرابیان، حمید طاقه چیان، امیر امجدی، خسروشاهی، زرینه، شیخ الاسلامی......) تنگ شده، تماسی حاصل شود. در پایان از شما که این سایت را در اختیار ما گذاشته اید، تشکر میکنم. به امید ایرانی آزاد و آباد! شاد باشید.
قاسم شیرازی | October 30, 2009 03:02 PM
سلام.من هم دبیرستان الوند می رفتم سال 47.دنبال دبیرستانم توی اینترنت می گشتم که سایت شما را دیدم.
موفق باشید
غرغرو | October 3, 2009 06:48 AM
مریم عزیز
عکس های دبیران و همشاگردیها کار عکاسیه که سالی یک مرتبه معمولاً به همه مدرسه ها میره وعکس می گیره. عکس هار رنگی ساختمان دبیرستان رو سه چهارسال پیش گرفتم.
نق نقو | June 9, 2006 10:33 AM
اون عکس اولیارو خودت گرفتی؟
مریمm | June 9, 2006 09:39 AM
نق نقو نقال شیرین زبان خاطرات شیرین است ومن شیدای شنیدن قصه ی سالهای نه چندان دور....
راستی که اغلب حرکات هیجانی وگوسفند وار است...
امید | June 8, 2006 05:30 PM
سلام ... من عاشق خيابان پهلوي پايين هستنم ... از چهارراه سپه تا ميدون منيريه ... تهران كه بوديم خونه خودمون هم تو حيابان سپه بود ... الآن هم تقريبا هر دوهفته يكبار به بهانه سرزدن به فروشكاههاي لوازم كوهنوردي حتما يه سري اون ورا مي رم ... داستانت حس باحالي بهم داد ... امروز هم يه سر مرم اونورا ...
حميد | June 7, 2006 02:30 AM