« غربتی »

June 09, 2006

روی عکس غروب کوههای راکی تقه بزنید وبه ضدای خش دار وغمگین وزیبای "دمیس روسوس" دراجرای ترانه باران واشگ (1) گوش کنید.

سوال: چه ربطی بین دمیس روسوس و غروب کوههای راکی وباران ونق نقو وجود دارد؟ (یکی ازجواب های زیرراانتخاب کنید):
1- توخود حدیث مفصل بخوان ازاین مُجمَل
2- درسال 1355 سرشماری عمومی درایران انجام شد. (2) نق نقوکه هنوز مرکب مدرک کارشناسی اش خشگ نشده بود، رئیس منطقه سرشماری بخشی ازشهرری بود وبیمارستان روانی امین آباد درحوزه کاری اوبود. روزی که برای سرشماری به بیمارستان امین آباد رفته بود، دختر جوانی یکریز می خندید. دختر جوان دیگری پیش آمد وازنق نقو پرسید: آقا میدونی این دخترو برای چی می خنده؟ برای اینکه منو دیده! نشنیدی میگن دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید؟
3- چه ربطی داره آقا؟
4- هرسه پاسخ بالا!

(1) = Rain and tears by Demis Roussos
(2) = جمعیت ایران طبق آن سرشماری 35 میلیون نفر بود

پ.ن.: یه روز یه دکتری مامور به خدمت دریک بیمارستان روانی می شه. روز اول خدمت وقتی توی حیاط بیمارستان مشغول سرکشی بوده می بینه دیوونه ها صف بستن دونه دونه توی یک سوراخی توی دیوارو به دقت نگاه میکنند. کنجکاو می شه میره توی سوراخو نگاه کنه. دیوونه ها اعتراض می کنند که: آقا برو ته صف! دکتر بناچار میره ته صف و بعد از یک ساعت که نوبتش می شه توی سوراخو نگاه می کنه و با تعجب میگه: اِ اینجا که چیزی نیست!! دیوونه ها قاه قاه شروع می کنند به خندیدن ومیگن: آقارو باش!! ما سه ساله هرروز توی این سوراخ دوساعت نگاه می کنیم هیچّی نمی بینیم آقا ازراه نرسیده می خواد همه چی ببینه!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(8)
غرغرهای دیگران در مورد « غربتی »

سلام دوستان
در لینک زیر چندتا از کارهای دمیس موجوده:
http://forum.persiantools.com/showthread.php?p=944309#post944309

یک دوست | December 30, 2006 10:15 AM

ما هم از طرفدارای این غول خوش صدا هستیم و خواهیم بود هر چند اون زمان که ترانه های ماندگارشو می خوند هنوز به دنیا نیومده بودیم.راستی می دونید دمیس روسوس در دهه هشتاد میلادی توی جریان یه هواپیما ربایی توسط حزب الله گیر می افته اما خوشبختانه آسیبی بهش نمی رسه.
هر کس هم که به شو های این ابر مرد علاقه داره می تونه یه سری به شبکه ماهواره ای تله ملودی بزنه که گه گاه ترانه هاشو پخش می کنه من خودم تونستم در حدود ده تا از شو های قدیمیشو اینطوری بدست بیارم.

ُسهرابخان | November 10, 2006 02:44 PM

آب وگل جان سلام
من فکرمیکردم "رین اند تیرز" ازآهنگهای مشهور "دمیس روسوس" باشد. شاید معروفترین آهنگ او "گودبای مای لاو" باشد (که آشپزباشی هم ظاهراً با نعره همراهی میکرده!)که لینک آن را درمطلبی درمورد دمیس روسوس قبلاً گذاشته بودم ولی متاسفانه پاک شده است ومنهم آن را روی سی دی ندارم. به هرحال بزودی چند تاازآهنگ های دیگه دمیس رو میذارم اینجا.
ضمناً درمورد ربط اون مطلب ماهم که نایب برحق نق نقو باشیم چیزی نفهمیدیم. ازخودش پرسیدیم گفت: ما پنجاه ساله تو این سوراخ نگاه می کنیم چیزی نمی فهمیم آب وگل تازه ازراه نرسیده می خواد بفهمه!؟
نق میزنه دیگه اسمش روشه

نق نقو | June 11, 2006 04:18 PM

آقا ضمنا" ما ربط این سوراخ رو با مابقی قضایا ملتفت نشدیم!؟

آب و گل | June 11, 2006 06:52 AM

نق نقو جان ، این آهنگی که گذاشتی در شمار آهنگ های معروف اون زمون نیست، اگه چیزی از اونا رو داری رو کن! البته آدرسی از آهنگ هایی که اون زمان خیلی معروف بود یادم نیست ولی اگه بشنوم یادم میاد که از اوناش هست یا نیست، خلاصه این اونی نیس که ما یه مدت خرابش بودیم! ولی چه خوب که یادی از دمیس روسس کردی بعد از تام جونز والویس معروف ترین خواننده خارجکی بود که میشناختیم.

آب و گل | June 11, 2006 06:47 AM

ببخشيد نق نقو جان ...

حميد | June 11, 2006 01:59 AM

سلام غرغرو جان ... چندسال پيش تو شبكه تلويزيوني راي برنامه اي از روسوس پخش شد همراه با آدريانو چلنتانو ... شاهكار بود ... هنوز خداست ...

حميد | June 11, 2006 01:57 AM

دميس روسوس هفته‌ي گذشته مهمان شهر ما بود. کنسرتي از خوانندگان اون سالها براي جوانان قديم!
چند تائي فرانسوي بودند و غيره... که خيلي نمي‌شناختم و حضرتش.
البته بنده شصت اقو نداشتم که بدهم پاي کنسرت، در اخبار تلويزيون محلي و روزنامه ها موضوع را تعقيب مي‌کردم. درست است که زمان علي‌اکبرخواني ايشان ما فينگيلي حساب مي‌شديم کم و بيش اما بهرحال خواننده محبوب ما هم بود!
اما با موي سپيد کوتاه و ته ريش سپيد و کت‌شلوار، اصلاً هيچ شباهتي به آن غولي که روزگاري براي بليط کنسرتش جلوي امجديه، محشر کبري برپا شد نداشت.
آقا يادش بخير! نوارش را مي‌گذاشتيم توي ضبط صوت ابوي (آن هم يواشکي! ضبط صوت خيلي ارج و قرب داشت) و مي‌رفتيم تو اتاق و در رو هم مي‌بستيم و گوش مي‌داديم و در حاليکه که سعي مي کرديم لهجه انگليسي‌مان حرف نداشته باشد همراه با صداي دلنشين و خسته‌ي روسوس، نعره مي‌کشيديم :
"گودبای ماي لاو گودبا ا ا ا ا ي ي ..."
و با ياد "دلدار" که غالباً هم خيالي بود چشم‌‌هامان تر مي‌شد!
....
هه هه هه...حالا کي کامنت مي‌نويسه قد يک پست!
يالله لُنگ بنداز !! :)))))

آشپزباشی | June 10, 2006 01:33 AM












اطلاعات ضبط؟