«ازهردری سخنی»

June 27, 2006

زنده باد اکبرگنجی
گنجی حرفهای خوبی میزند. پشت حرفهایش هم می ایستد وبه قول خودش هزینه آن را می دهد. حرف های او زیباست وبا اعمالش می خواند. حالا اسمش را بگذارید قهرمان پرستی. من با حرف های او - یعنی با بیشتر حرف های او - موافقم. زنده باد گنجی.

شفافیت
این روزنامه نیویورک تایمز عجب جریده وزینی است آقا! اینروزها اخبار بلاد آمریکا مملو از گله وشکایت ها وخط ونشان کشیدن های پرزیدنت بوش و حتی کنگره آمریکا علیه روزنامه نیویورک تایمز است که عملیات مخفی دولت آمریکا درکنترل حسابهای بانکی مردم به بهانه وظن ارتباط با القاعده را فاش کرده است. آقای بوش درسخنرانی دیروز خود نیویورک تایمز را متهم میکرد که با این افشگری به منافع ملی آمریکا لطمه زده است. لابد اگراین اتفاق درایران می افتاد حالا روزنامه که باطل شده بود هیچ، شناسنامه سردبیر ونویسنده هم باطل شده بود.
بازهم به قول گنجی: شفافیت خوب چیزی است والله.

حساب به دینار بخشش به خروار
این ولایت همه چیزش "گراند" است آقا! از کانگستر بازی و توطئه بگیر بیا تا هالیوود و قرض و قوله و بذل وبخشش.
آقای "وارن بافِت" ثروتمند مشهور آمریکایی سی ویک میلیارد دلار از ثروت خودرا وقف بنیاد خیریه "بیل وملیندا گِیتز" کرد. رقم را دوباره بخوانید. آدم سرگیجه می گیرد! این رقم بیش از درآمد ملی سالیانه خیلی ازکشورهای جهان ازجمله کویت است!
این رقم جدود پنج برابر بزرگترین بذل و بخشش های تاریخ است که آن هم متعلق به آقای دیوید راکفلر معلوم الحال آمریکایی باشد!
چه داستان ها که می شود با همین یک سوژه نوشت! فعلاً بماند.

واما جام جهانی!
آیا میدانید چرا آمریکا درفوتبال که شاید محبوب ترین وزیبا ترین و همه گیرترین ورزش جهان باشد خیلی سرمایه گذاری نمی کند وتیم فوتبال آمریکا برخلاف دیگر تیم های آن از جمله بسکتبال و بیس بال و بوکس و کشتی و شنا و پاتیناژ و ژیمناستیک و .... از تیمهای رده اول جهان نیست؟
ساده است برای اینکه در هنگام پخش مسابقه فوتبال دو تا چهل وپنج دقیقه یک ریز بازی ادامه دارد وامکان پخش آگهی های تجارتی درطول این چهل وپنچ دقیقه وجود ندارد. (این نق نیز بگذرد).

مجلس تمام گشت و ما هنوز...
"برون شو ای غم از سینه، که لطف یار میاید
تو هم ای دل زمن گم شو، که آن دلدار می آید
نگویم یاررا: "شادی" که از شادی گذشته است او
مراازفرط عشق او زشادی عار می آید
مسلمانان مسلمانان مسلمانی زسرگیرید
که کفرازشرمِ یارمن مسلمان وارمی آید
برو ای شُکر! کاین نعمت زحد شکر بیرون شد
نخواهم صبر گرچه او گهی هم کار می آید
روید ای جمله صورتها که صورتهای نو آمد
علمهاتان نگون گردد که آن بسیار می آید
درودیوار این سینه همی دَرّد زانبوهی
که اندردرنمی گنجد پس ازدیوار می آید"

چه اوج شگفتی دارد اندیشه درسخن این "دیوانه" بزرگ (1) مولانا جلال الدین

(1) = آسمان بارامانت نتوانست کشید - قرعه فال به نام من دیوانه زدند

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد «ازهردری سخنی»

salam khobin?
mamnoon az inke be site man omadin
mishe begin kodom site dar bareye ishon neveshe ?
mamnon misham
bye

rose | June 30, 2006 03:57 AM

نق نقو ی عزیزم:
آن چیزی که در تو ونوشته هایت مرا جذب می کند نگاه منصفانه و وفادار توست.چیزی که پس از سالها غربت نشینی از یاد خیلی ها رفته است.یادآوری آنچه که بر ما گذشت شاید بیش از اینها لازم باشد.شاید باید بیش از اینها بگویی وبگوییم که ما چگونه ما شدیم....
پارامسی هم همان جانور عجیبی است که در کتاب زیست شناسی کمی راجع به اش نوشته شده است..
سلامت باشی دوست وبرادر بزرگم...

امید.م | June 28, 2006 05:17 PM












اطلاعات ضبط؟