غرغرهای دیگران در مورد « تهران- تبریز»
سلام.بابا اگه می دونستم اینقدر مستجاب الدعوه هستم زودتر درخواست می دادم...
آره..دل منم آهن نداره..!
امید.م | August 30, 2006 05:44 AM
سلام
با شنیدن این تصنیف که نوشته بودید کلی رفتم توی حس:
هر که دیدم یاری داره من ندارم
شب که میشه خانه ای روشن ندارم
برم پیش خدا دادی بر آرم
من از کی کمترم یاری ندارم
من چرا یک گل به صد گلشن ندارم
ای خدا من که دل از آهن ندارم
ای خدا من که دل از آهن ندارم...............
alma | August 30, 2006 01:55 AM
شما تمام خاطرات گذشته رو برای من تازه کردی یه جورایی عجیبه ولی تمام این اتفاقات برای من هم افتاده حتی شامی ...
هانیه | August 30, 2006 12:34 AM