«و حکایتی دیگر»

October 25, 2006


به چه کارآیدت زگل طبقی
ازنقستان من ببرورقی
گل همین پنج روز وشش باشد
این نقستان همیشه خوش باشد
چون شب چهارصدوسی ونهم برآمد قُبیده بادون خاتون گفت ای مَلِکِ مُلک ناریا این چه سوتی است که دَر فرمودید که سران بلاد کفر آن را گاف خواندی، امام زمان را سرباز کوروکچل چه شاید که فرمودید دوتا بچه کافی نیست؟
مَلِک خوش تیپ خان ناریا با غیظی مخوف هم چون سفینه ای از قاشق ناشسته درکمرکش سخنان قبیده بادون خاتون فرودآمد که: هان ای ضعیفه ازاحوال آن شهرزاد سابق درس عبرت نگرفتی که درشتی همی کنی؟ اورا که متعه هلال ما بود ازآن جهت به لای دست ننه جانش اعزام فرمودیم که به جای وظائف خطیر متعه گری درحق مَلِک وآقای خویش، سخن ازکوپن فراتربگفتی وژاژخائیدی فراوان.
قبیده بادون خاتون ازترس برخود بلرزیدی وبگفتی ای مَلِک این کنیزراازبابت امربه معروف ونهی ازمنکر سخنی دردل همی آمد کان را گفتن شاید که اگرعدد وسیاهی لشگرکارسازبودی هم اکنون هندوستان وبنجلادش و چین وماچین برفلک اسب دولت براندی واقلیم سوئیسرا واسغاندیناویه وهولند که هم بلاد کفاربودی وهم به عدد امت قلیل و هم رشد جمعیت منفی، می باید درحضیض ذلت بودی وموش ازماتحتشان بلغورکشیدی حال آنکه قبله عالم مسبوقند که لابد این چنین نیست وبل انصاف دراین است که خلاف آن مشهوداست که ازقدیم گفته اند یکی مرد جنگی به ازصد هزار!
سخن بدینجا که رسید مرمَلِک را رعشه درگرفت وکف برلب آورد کای ضعیفه عیش ما منغص نمودی با این یاوه گفتن ها که بزرگان چه خوش فرموده اند که جمعیت النصفان (نسوان؟) را مرعقل ناقص ببودی. تورا درمخیله کی گنجد که مارا خیالاتی بس عظیم درسراست ونقشه راه زبهرآقا هموارهمی خواهیم کرد. شورشی بس عظیم درپیش است که مارا مین روبان بسیارنیازهمی باشد از بنات وبنین وما امت شهید پرورتاریخ هستیم وترا نشاید دراین امورفضولی ورنه ترا نیز به سرنوشت آن شهرزاد کذا دچارهمی نمودمی.
نصفان (نسوان؟) را نبرد راه همی به سوی دوست
کاین طایفه را زائیدن اولاد نکوست
ما هرآنچه عقلمان رسید گفتیم
کزکوزه همان برون تراود که دراوست

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد «و حکایتی دیگر»

varAye tA'ate divAnegan ze mA matalab, ke sheikhe mazhabe mA Agheli gonah dAnest !!

Delshad | October 26, 2006 04:45 PM

نق نقو جانم. میدونین که اگه براتون کامنت نذارم اموراتم نمیگذره!
برای تیمسار متاسفم. مردن توی غربت برای آدمای عاشق خیلی سخته. به امید بهروزی همه ایرانیها...

مرجان | October 26, 2006 03:17 PM












اطلاعات ضبط؟