دیشب داشتم خواب میدیدم بلاگ عروسی داره
بلاگ این با اون یکی چشن و روبوسی داره
به به چه خواب خوبی، شمالی وجنوبی
با هم یه سفره داشتن، چه اتحاد خوبی
این بگو مگوهای وبلاگی اخیر سخت نق نقورا ملول کرده است! پیش خود می اندیشم ما که ادعای روشن اندیشی مان گوش فلک را کر کرده، ما که به لیبرال ودموکرات ودیگراندیش وهرچه ازاین قبیل صفات تی تیش است خودرا مزین می کنیم، اگر فردا زد واوضاع و اجوال بر وفق مراد رفت که روی هرچی شعبون بی مخ تاریخ را سفید خواهیم کرد که؟! ما که فعلاً هیچ کاره هستیم وگوشه ای ازاین دنیای مجازی اینترنت را دراختیارداریم، به جای اینکه افکار خودرا منتشر کنیم به جان یکدیگرافتاده ایم وهرچه ناسزا بلدیم نثارهمدیگر می کنیم که دویچه وله فلان و فلان کس مزدور وجاسوس و هرچه فحش خواهر ومادر که بلدیم!!
حالا گیرم فلان وبلاگ نویس جاسوس ومزدور و خائن و حتی به قول بعضی بدترازقاضی مرتضوی ها همجنس باز و عرق خور و مفعول و فاعل و .... باشد، خوب که چی؟ اگر با حرف هایش و عقیده اش مشکلی داریم خوب این دنیای ولنگ وباز وبلاگ را که دراختیار داریم، پس بیار آنچه داری زمردی وزور.
ما که – به قول خودمان – پیش نماز این جماعت باشیم، وای بر احوال بقیه!
تا وقتی که دردرون هریک ازما یک قاضی مرتضوی هست: خلایق هرچه لایق.
نق نقو را ببخشید که ازروال معمول خود خارج شد، اوضاع واحوال ملالت بار وبلاگ ها دراین روزها باعث شد تا به قول معروف دوکلمه هم از مادر عروس بشنویم.