« تولیدی رویا 2»

December 18, 2006

از مجموعه "قافله عمر"

بزرگترین عضو این "تولیدی رویا" بیگمان هالیوود است. "فلیکس گربه" و "تام وجری" و "وودی وود پکر" و "باگزبانی" ودوستانش و"پلنگ صورتی" و"میکی و دانلد وگوفی" را که سال های کودکی مارا سرشارازرویا کردند، (وهنوز همچنان برای بارهزارم ازدیدن آن ها لذت می برم) می گذارم برای وقتی دیگرومی گذرم.
برایتان ازستارگانی میگویم که گرچه درشکل وشمایل آن گونه های ناب کارتونی نبودند، ولی دراسطورگی دست کمی ازآن ها نداشتند وشاید با جسارت بگویم که رد خودرا بربیشماری از خرده فرهنگ های گوناگون کره خاکی درطول قرن بیستم باقی گذاشته اند و(ازاین دیدگاه) شاید تعبیر "تهاجم فرهنگی" رایج درمیان دولتمردان جمهوری اسلامی چندان بی ربط هم نباشد!


این دومرد: "استَن لورل" و "الیورهاردی" غول هایی بودند که دنیای کودکی مارا لبریزازخنده وشادی می کردند. درسال هایی که کوچکتربودیم آن هارا با عنوان "خیکی لاغرو" می شناختیم. چه دنیای ساده پرشکوهی را عرضه میکردند! اگردنیایی پس ازمرگ باشد، روح این دومرد بزرگ به پاس آن همه شادی وخنده که بردل ها ولب های بچه های پنج تا نودساله دراین جا وآن جای دنیا کاشتند، تا ابد شاد خواهد بود.
جالب اینکه برخلاف آن چه درفیلم هایشان دیده می شد، آن که درپشت دوربین با هوش تر، خوش فکرترونقش آفرین تربود "استن لورل" (لاغره) بود.


این مرد بلند قامت با آن سبیل های جاودانی وآن نگاه عاشق کش کسی نیست جز "کلارک گیبل" افسانه ای. او، ازنظر سن وسال، بیشتر تیپ محبوب نسل پدران ما بود. اما کیست که تصویراورا بعد ازدیدن فیلم پرشکوه "بربادرفته" درآن صحنه کلیشه ای تاریخ سینما که با ابروان بالا انداخته به "ویوین لی" میگوید: "راستشو بخواهی اهمیتی برام نداره عزیزم" بتواند ازذهن خود پاک کند؟


"چارلزاسپنسرچاپلین" یکی از بزرگترین "آدم" های تاریخ سینماست. اثراو برتاریخ سینمای جهان بی بدیل است. اویکی از اولین هنرمندانی است که "خنده ازدرد" را به هنرمعرفی کرد. خنده ای که بی اثرنیست و آدم را به فکروامیدارد. من گرچه درهنگام دیدن فیلم پرشکوه او به نام "عصرجدید" برای اولین بار درسینما دیاموند یکریز خندیدم ولی هرگزاین فیلم عمیق را وآهنگ زیبای آن را که درپایان فیلم خود چارلی – درگذارازسینمای صامت به سینمای سخنگو – می خواند ازیاد نخواهم برد. هالیوود دوران مک کارتی با چارلی برخوردی ناجوانمردانه داشت که تنها به ماندگاری بیشترنام اومنجرشد. دراین عکس چارلی چاپلین درکناروینستون چرچیل ایستاده است.


"جان وین" هنرمندی بی همتا و چیره دست نبود. بیشتر نقش ششلول بند وبزن بهادرولات جوانمردرا بازی میکرد. اما به تمام معنا یک "ستاره" بود. یکی ازبزرگترین ستارگان هالیوود! ودرایران علاوه برشخصیت لات جوانمرداویک عامل دیگرهم .جودداشت: صدای گرم ایرج دوستدار ولهجه "جاهلی" او که به جای جان وین حرف میزد و علاوه بردیالوگ های اصلی ، تا جان وین پشتش به د وربین برمی گشت، دوبلر او یک متلک شیرین دردهان او میگذاشت. سینه آدم های نسل من سرشارازتصویرهای گوناگون ولی یک شکل شخصیت های جان وین درفیلم های قهرمانی است.


"چارلتون هستون" چه درقبای موسای "ده فرمان"، چه سواربراسب سپید "ال سید" و چه درصحنه بی همتای کالسکه رانی "بن هور" نمادی از شکوه وعظمت بود.


زیبایی و وقارو ظرافت بی همتای "اودری هیپورن" بانوی پرشکوه سینما را درفیلم های "معما"، "بانوی زیبای من"، صبحانه درتیفانی" و "تنهادرتاریکی" چگونه می توان فراموش کرد؟


"توپ های ناوارون" آن فیلم زیبای بیادماندنی همیشه دریادمن با نام "گریگوری پک" این هنرمند بلندقامت با آن ابروهای پرپشت با وقار همراه خواهد ماند.


"اسپارتاکوس" قهرمان رویاهای مابود. قهرمانی که ازظلم وجوربه تنگ میاید وعلیه اربابان شورش می کند. یادم می اید که شمشیرهایی چوبین درست می کردیم ودردست میگرفتیم ودرخیال با آدم های بد روزگارمی جنگیدیم. این سمبل خیرعلیه شر کسی نبود جز "کرک داگلاس" با آن چال مشهورروی چانه.


"پل نیومن" را با آن چشم های آبی گیرا وآن ژست های بزرگوارانه در فیلم های " بوچ کسیدی وساندانس کید" و"نیش" هرگزازیاد نخواهم برد. (دراین عکس اودرکنارهمسرش "جوان وودوارد" دیده می شود).


خیلی ها میگویند "اولین" معمولاً "بهترین" هم هست. این گفته به نظرمن درمورد "شون کانری" درنقش "جیمز باند" کاملاً راست است. شون کانری ازآن دست هنرپیشگانی است که هرچه پیرترشده، نه تنها ازیادها نرفته، بلکه خوش تیپ ترهم شده! وگرچه نقش های بسیارگوناگونی را- ازجمله درفیلم های بیاد ماندنی "مردی که می خواست سلطان باشد"، "شیروباد"، "زاردوز"، "نام گل سرخ" و...- بازی کرده است اما نقش جیمزباند بیگمان یکی ازماندگارترین واثرگذارترین تیپ های تاریخ سینما خواهد ماند.


"جک نیکلسون" هنرمندی بسیارپرقدرت وکم نظیراست. نقش بی همتای "مک مورفی " او درفیلم "پروازی برفرازآشیانه فاخته" (که درایران به نام دیوانه ازقفس پرید نمایش داده شد) به نظرمن یکی از برترین وزیباترین آثارسیتمای جهان است.


نمی توان از سینما یادکرد و نامی از "سوفیا لورن" نیاورد. سوفیا بی شک از بی همتا ترین چهره های تاریخ سینماست. علاوه بر توان ومهارت بیاد ماندنی درایفای نقش های گوناگون، "آنی" دراو هست که فراتراز زیبایی وجذابیت جسمانی است. او را شاید بتوان نشانی از زیبایی برای چندین نسل از مردان از پدران ما تا نزدیک به فرزندانمان نامید.

واین داستان ادامه دارد
عکس ها از کتاب "Movie Stars" از آرشیو نق نقو
پ.ن.: امروز درخبرها خواندم که "جوزف باربرا" یکی از دو آفریننده تام وجری، فرد فلینستون، یوگی، اسکوبی دو و ده ها قهرمان زوال ناپذیر نامداردیگردنیای کارتون در95 سالگی ازاین دنیا سفرکرد. آفریننده دیگر این شخصیت ها "ویلیام هانا" چندسال پیش درگذشته بود. آن ها درطول فعالیت پربار50 ساله خود برنده هفت جایزه اسکارشدند که رکوردی بی نظیراست.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(9)
غرغرهای دیگران در مورد « تولیدی رویا 2»

ممنون که از کلاسیکها خصوصا گیبل بزرگ یاد کردید
گاهی اوقات حس میکنم دورهی زیبایی های خیره کننده مثل سوفیا لورن و اودری و خصوصا گیبل بزرگ تموم شده...
کاش 100 سال قبل به دنیا میومدم...در دورهی بزرگان خصوصا گیبل بزرگ.

مهشید | May 1, 2007 09:52 AM

لا الله الا الله! شده بود تکیه کلام جان وین و براستی هم که چه خوب به او می‌آمد وقتی عصبانی می‌شد. بردی ما را به سال‌های دیر و دور.
اولین فیلمی که دیدم از رولر و هاردی بود. سه ریال و نیم پول بلیتش بود و بدور از چشم و گوش پدر راهی جهنم شدیم. فیلم ناطق نبود و هر از چندی، نمایش قطع می‌شد و جریان اتفاقات را اسلایدوار نمایش می‌دادند و اون وقت سواد ما به درد می‌خورد و بلند داستان را برای دور وبری‌ها می‌خواندیم

عمو اروند | December 19, 2006 12:24 PM

سلام. رفتیم تو حال و هوای دهه‌های سی و چهل و پنجاه. با اون دست زدن‌ها وسوت زودن‌ها وتخمه شکستن و... البته تلویزیون هم که اوائل نداشتیم یا اگه داشتیم اجازه نداشتیم فیلم ببینیم. فیلم‌ها هم قدیمی بود چون باید بیست سال ازش می‌گذشت. راهش همون بلیط‌های شش و ده و پانزده ریالی بود و در رفتن از کلاس. گفتم تخمه تداعی شد یادم آمد به شب یلدا که نزدیکه، کاش کسی دست بالا می‌زد همه‌را توی یکی ازهمین سایت‌ها یا وبلاگ‌ها جمع می‌کرد می‌نشستیم به گپ زدن و آجیل و تخمه شکستن. هوا هم که بس ناجوانمردانه سرده! شلغمش بامن! انتخابات هم که تمام شده تا مهربونی دولتمردها دوباره گل کنه و بجای امکانات، کمی بما وعده بدن و صدامون کنن بریم رأی بدیم کلی می‌تونیم بشینیم تخمه بشکنیم و حرف‌های بی‌خاصیت بزنیم.

علی چی | December 19, 2006 11:18 AM

سلام، ما را بردی به کوچه های خاطره، با اجازه در بلاگ نیوز لینک دادم.

بیلی و من | December 19, 2006 09:23 AM

سلام
هنوز پلنگ صورتي رو نشون ميدن
من تام و جري ميخوام يالا
عكس اين تيپي چاپلين رو براي اولين بار ديدم دستت درد نكنه
يه چيز ديگه / بين خودمون بمونه ها / اين صوفيا لورن كجاش خوشگله با اون دماغش
راستي اينم بگم و برم آقا اون مطلب وبلاگ ما سر كاري نيس كه به علي ! حالا اگه يك كارخونه رب گوجه فرنگي يه همچين چيزي رو اعلام كرده بود هزاران رب گوجه فروخته بود . ما آمارمون بره بالا بدر عمه مرحومم ميخوره مگه ؟ نه به علي گفتيم يه كار خير در اين دنيا بكنيم !شايد اجرش را در آخرت پس دادند . عين پول نفتمون

اهري | December 19, 2006 04:50 AM

نق نقوی خوبم...چقدر خوش گذشت...انگار یه دوره فیلمهای کلاسیک رو دوباره مرور کردم...معلومه از سوفیا "بدتون"نمیادا! ولی من نفهمیدم منظورتون از "از پدران ما تا نزدیک به فرزندانمان" چی بود! یه شکلک کلاه با عینک سیاه ! (چرا اینجا smily نداره؟)
بهرحال ممنون...شاد باشید.

مرجان | December 19, 2006 03:03 AM

واااااااااااااای چقدر همه خوشتیپن مخصوصا کلارک گیبل

alma | December 18, 2006 11:32 PM

باز بي خوابي هاي هميشگي به سرم زده، اما اين پست تو، حالم رو خوب کرد و شايد الآن بتونم با روياهاي زيادي بخواب برم... شايد هم نه و براي گذشته ها افسوس بيشتري بخورم...
اما خيالت راحت، حتماً روياهاي شيريني خواهم داشت.
مرسي از مهربونيهات

غزل | December 18, 2006 08:02 PM

پر و پیمان بود خوراک جوانان قدیم! عزت زیاد

آب و گل | December 18, 2006 07:24 PM












اطلاعات ضبط؟