« برچه بگریم؟»

December 16, 2006

نمیدانم این را دیده اید؟
یکی درقسمت کامنت ها نوشته اگراین بچه به هالیوود برود پولدارمی شود. من اگرزبانم بند نیامده بود میگفتم دست "داکوتا فنینگ" را از پشت می بندد.
نمیدانم چه بگویم؟ بگریم یا بخندم؟

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(5)
غرغرهای دیگران در مورد « برچه بگریم؟»

با تأیید نظر پویا باید اضافه کنم که نه بر مرده، بر زنده باید گریست. اون‌ها که مارو به گریه می‌اندازن به ریش ما می‌خندن. می‌گویند نویسنده‌ای که کتاب جودی یا گودی رو نوشته یک انگلیسی بوده...

علی چی | December 19, 2006 10:53 AM

دیروز بلاگ در حجاب بود و هر چه دقه بر در می‌زدی، بانوئی با روبنده‌ی سفید در برابر حاضر می‌شد که بدلیل نامحرمی نه حرفی می‌زد و نه راه نشان می‌داد.
گویا از روضه‌خوانی این پسرک شوکه شده بود.

عمو اروند | December 18, 2006 09:35 AM

دوست عزیز
سایت رو نتونستم باز کنم

alma | December 18, 2006 01:43 AM

نق نقو جان این طفل معصوم و نابغه مرا هم به گریه انداخت . آری من هم گریه کردم . ولی نه به خاطر مزخرفاتی که بلغور میکرد. بلکه بخاطر قربانی شدن اش، بخاطر استثمار شدن اش، بخاطر شستشوی مغزی شدگی اش، بخاطر اینکه مورد سوُ استفاده قرار گرفته است . این بچه از ته دل گریه میکند.ببینید چه آ فتابه ای به مغز پرتوان این طفل بی گناه برداشته اند!؟

علی رادبوی | December 17, 2006 09:40 PM

Religion is the curse of nations, especially when it is institutionalized. Then it surely becomes a tool to abuse the naive and silence the noble.

We have to learn to laugh at our ignorance.

Iran is not about the long standing mountains of Alborz and Zagros. It's not about the Persian Gulf or the colors of its beautiful woven carpets. Iran is about us, the Iranian people who have failed to bring something good on themselves. We are to blame. It is our fault. And every single one of us. Damn us, though we are already damned. We will never be successful so long as our ideology is so blind!

Pooya | December 17, 2006 08:51 AM












اطلاعات ضبط؟