« دوبی، نگاهی دیگر»

December 22, 2006


دوبی جایگاه ویژه ای درزندگی من دارد برای اینکه نزدیک چهارده سال درآن زندگی کردم. به همین دلیل وقتی مقاله ای را درباره دوبی درآخرین شماره مجله "نشنال جئوگرافیک" ( شماره ژانویه 2007) خواندم دوباره فیلم یاد هندوستان کرد ویادداشت زیر برداشت آزادیست ازمقاله خواندنی نشنال جئوگرافیک با اندکی دخل وتصرفات ازنق نقو.
دوبی سکه ایست که دورودارد واسیردست بازاراست. روی "شیر" آن همانست که شیخ محمد بن راشد، حاکم 56 ساله و همه کاره دوبی گفته است: "من نمیدانم کی سنی است و کی شیعه است وبرایم مهم هم نیست. هرکس که سختکوش باشد ومزاحم همسایه هایش نشود، بیگمان جایی شایسته دردوبی خواهد داشت". حتی اسرائیلی ها هم می توانند (درسکوت) با دوبی کارکنند. دردوبی، نسبت سرانه مراکزخرید به جمعیت دردنیا درجایگاه نخست است. دوبی کوچک حتی نسبت به هندوستان به آن پهناوری وآن همه جاذبه تاریخی وطبیعی هم گردشگران بیشتری را جذب مبکند. مردم بیش از یکصدوپنجاه کشوردنیا برای کاروزندگی دوبی را انتخاب کرده اند وبیشتراز یک میلیون نفر درآن جا زندگی میکنند که شهروندان امارات کمترازیک هشتم آن ها را تشکیل میدهند. رشد اقتصادی دوبی 16% است که نزدیک دوبرابر رشد اقتصادی چین – اژدهای خیزان قرن بیست ویکم – بشمارمیرود.
دوبی سرزمین ریخت وپاش است، یک مزرعه نمونه، جایی که آندره آغاسی و راجرفدرر برروی هلی پد برج العرب مشهورآن یک مسابقه تنیس نمایشی برگزارکردند. جایی که گوشی های موبایل جواهرنشان هریک به قیمت خیره کننده ده هزاردلار به راحتی به فروش میرسد.
برجسته ترین ویژگی دوبی ماهیت چندفرهنگی آنست، سالاد فرهنگ ها، شهری که می توانید دریک رستوران ایتالیایی شام بخورید که مالک آن مصری است ، سرآشپزآن هندی است و گارسون هایش فیلی پینی. جایی که چند شهروند بریتانیایی دریک بارایرلندی دورهم جمع شده وفوتبال تماشا می کنند درحالیکه درخیابان صدای اقامه ازمناره مسجد محل مسلمانان را به ادای نماز جماعت فرا می خواند.
به قول شیخ راشد المکتوم، پدرحاکم کنونی، "هرچیز که برای یک تاجرخوبست برای دوبی هم خوبست" و برهمین اساس است که یکی ازمدیران بانکهای دوبی میگوید: " دوبی تنها درآسمان خراش ها وجزیره های دست ساز وهتل های باشکوه خلاصه نمی شود، بلکه دوبی یک نرم افزار نوین است شامل قوانین ومقررات لیبرال و محیط احتماعی لیبرال".
محمد العبار، رئیس سازمان اقتصادی دوبی که با جت شخصی خود رفت وآمد میکند میگوید: "فرزندان ما باید بدانند که ما برای رسیدن به اینجا چقدرسخت کارکردیم". بیش از 60% جمعیت دوبی کارگران آسیای جنوبی هستند. دردوبی خیل عظیمی ازهندی ها زندگی می کنند. بسیاری ازهندی ها زندگی راحتی دردوبی دارند وانگشت شماری ازآن ها پولدارشده اند. آن ها به شوخی میگویند: دوبی بهترین شهرهندوستان است!
اما برای بیشماردیگران سکه دوبی برروی "خط" می غلتد: چاهی که ازچاله درآمده ودرآن افتاده اند. آن ها با دستمزد متوسط روزی پنج دلار دوازده ساعت درروز درگرمای سوزان تابستان طولانی دوبی کارمیکنند و شب ها درکمپ هار کارگری درکوچه های باریک شنی وپوشیده از زباله وفاضلاب روباز دراتاق های پیش ساخته بدون تهویه ای که هریک ازآن ها پناهگاه هفت هشت ده نفرازآن هاست ادای زندگی را درمی آورند. جان می کنند تا بتوانند بدهی شان به دلال هایی که ویزای دوبی را به آن ها فروختند دربیاورند. بسیار میشود که همان شندرقازدستمزدشان هم برای ماه ها عقب می افتد ویا هرگزپرداخت نمی شود.
"کوتی" کارگر سیه چرده اهل کرالا (ایالتی درجنوب هندوستان) می گوید: "اگرمجبورنبودم برای پرداخت بدهی ام به دلال ویزا کارکنم همین امروز به وطن برمیگشتم. ما این جا هیچ چیز نداریم. درکابوس زندگی می کنیم و هیچ کس هم اهمیت نمیدهد".
براساس گزارش سازمان نگهبان حقوق بشر (1) درسال 2004 نهصد کارگر ساختمانی دردوبی بدلیل حوادث ناشی ازکار، ازجمله گرمازدگی، جان خودرا ازدست داده اند.
دردسرهای دوبی به همین جا تمام نمی شود. جزیره های دست ساز درسواحل دوبی درآب های خلیج فارس گرچه ممکن است ازدیدگاه اقتصادی مثبت باشد زیرا هرکدام ازواحدهای آن ها به قیمت بین 7 تا 30 میلیون دلار معامله می شود، اما طرفداران محیط زیست میگویند این طرحها مرجان ها را ازمیان برده، آشیانه تخم گزاری لاک پشت های دریایی را نابود کرده وتعادل اکولوژیکی بخش غربی خلیج فارس را برهم زده است.
درجای دیگردرپشت آسمانخراش های درخشان دوبی دنیای شبانه دوبی وتن فروشان آن نهفته است: آدم فروشان هندی وروسی، پول شویان و قاچاقچیان کالا وانسان.
بعنوان نمونه درکلوب سیکلون (2) می توان تن فروشانی را از کشورهای مولداوی، روسیه، چین، اروپای شرقی و قفقاز وکشورهای مختلف آفریقای شرقی یافت. مشتریان این کلوب عرب ها، اروپائیان، آسیایی ها وآمریکایی ها هستند.
براساس برآورد وزارت امورخارجه آمریکا دردوبی درحدود ده هزارزن قربانیان قاچاقچیان سکس هستند.
اما دراخرکاریک نگاه دیگر می کنیم به روی "شیر" سکه: این آسانگیری دوبی یک چهره روشن هم ، تاکنون، ازخودنشان داده است: درآنجا درکناربارها ونایت کلوب ها، مسجدها وکلیساها ومعابد هندوها هم به کارخود مشغولند وبرای شهری با آن همه مذهب ها وقومیت ها وملیت های گوناگون این همزیستی مسالمت آمیز بدون هیچگونه درگیری یک نمونه بی همتاست!
ودست آخر سفارش نق نقو به دوستانی که دردوبی زندگی می کنند یا به آنجا سفرمیکنند: برای چشیدن غذای خوشمزه عربی و مخصوصاً "هوموس" به رستوران های "گودیز"، "اتوماتیک" و "فتافیت" سربزنید ولی هوموس "الملاح" را ازدست ندهید که دلمان برایش تنگ شده که گفته اند: "حزب فقط حزب الله – هوموس فقط الملاح"!

(1) = Human Rights Watch
(2) = Cyclon

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(5)
غرغرهای دیگران در مورد « دوبی، نگاهی دیگر»

نقنقو جانم...چه اطلاعات جالبی دادید...از بد و خوب...عاشق نوع نگاهتان هستم و طنزهایتان...

مرجان | December 24, 2006 10:46 PM

اين بار زوتر بگو تا بقول خودتان آن تايم در دوبي باشم و شما را ميس نكنم.
راستي اين هوموس يا ابن الفلوس براي من خيلي بد خور بود. كم مانده بود خفه بشم

kamran | December 23, 2006 02:51 PM

منهم بازي دعوتت کردم ... منتظرت هستم نق نقو جانم.

غزل | December 23, 2006 01:26 PM

سلام نق نقو جان
من شما رو به یه بازی دعوت کردم اگه دوست دارید نگاهی به وبلاگم بندازید
راستی من رو هم ببرید دبی من هم مثل آشپزباشی قول میدم بچه خوبی باشم و دستتون رو ول نکنم

alma | December 23, 2006 07:42 AM

نمي‌شود يه دفعه سر راه که تشريف مي‌بريد دست ما را هم بگيريد و با خودتان به دوبي ببريد اخوي؟ لااقل اين تعاريف شما رو از نزديک لمس و درک کنيم. قول مي‌دم بچه‌ي خوبي باشم و تو خيابون دست شما رو ول نکنم! ;-)))))

آشپزباشي | December 23, 2006 01:59 AM












اطلاعات ضبط؟