« حکایت ابلیس وآن جوان سست عنصرولی عاقل که عاقبت به خیرشد»

December 26, 2006

حکایتی ازمجموعه نقستان

آورده اند که شبی ابلیس درهیبتی مخوف بربالین جوانی پاکدامن وپرهیزکارحاضرشد ومراورا با نهیبی جگرسوزخطاب کرد کای جوان ترا بین سه کار مُخَیّرگردانم:
- یا پدرخویش را لگدی پران به آبگاه که جانسوز باشد وفریادش برآید که گوشم بنوازد
- یا مادرخویش را ناسزایی گو آب کشیده که جزّ جگرش افروزد وبویش مشامم بنوازد
- ویا جرعه ای ازاین نجسی بنوش که دین و ایمانت فروکش کند ودلم خنک شود
جوان صیحه ای بزد ولی زود برخویش مسلط شد وپرسید ای شیطان رجیم گرهیچ یک ازاین سه کارنکنم مراچه برسرآید؟
ابلیس بغرید که هم دراین دم روحت را قبضه کرده ازآن خودکنم!
پس جوان سردرجیب تفکرفروبرد وبرآوردکه: من این داستان سخیف درکتاب های ابتدایی دبستان خوانده ام وتو کورخوانده ای. عقل سلیم که خداوند مرا عطا فرموده مراحکم همی کند که درمیان آن سه کار، بهترآن باشد که سِیّمی را برگزینم. اگر بطری کنیاک داری روکن که به قول حافظ "اهلی لنا واشهی من قبله العذارا".
شیطان ازفطانت جوان انگشت به دندان گزید. بطری هات ازآتش جهنم ازبغل فراکشید ودوگیلاس وبانگ نوشانوش برخاست!
دراین اثنا پدردررسید سرآسیمه که ای فرزند این خیره سرکیست واین عربده ها چیست؟ جوان سابقه را موجزومفید برپدرباز گفت. پدرمرعقل اورا آفرین همی گفت وازابلیس پرسید: ای ملعون گیلاسی اضاف برای الحاق مهمانی به جشن داری؟
عربده های گیرای مستانه رندان، مادررا خواب برآشفت وهراسان دررسید که این چه فتنه است که آغازیده اید دراین نیم شب؟
مردوی را گفت: ای عیال خیال آسوده داروگیلاسی برگیروبه جشن فطانت وعقل فرزندت بپیوند که شبی است بس خوش ودم غنیمت!
بیت:
دردل تاریکی وشب های دی
عقل کل گوید گلو ترکن به می

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(5)
غرغرهای دیگران در مورد « حکایت ابلیس وآن جوان سست عنصرولی عاقل که عاقبت به خیرشد»

من اومم اینجا نق بزنم. شما چرا کامنت میذاری لینک وبلاگتون رو نمیذاری که من از وبلاگ دوستان شما رو پیدا کنم!؟

عاطفه | December 27, 2006 09:00 AM

آلما جان، بازی که کردم، تازه خودت هم کامنت گذاشته بودی. به یادداشت دومی 23 دسامبر با عنوان "آقا ماهم بازی". بازهم ممونو
مهدی جان، کافه تریای "الملاح" درخیابان "الضیافه" در قسمت "بردوبی" است.

NeghNeghoo | December 27, 2006 07:32 AM

ابليس بالاخره كارش را كرد
هميشه همينطوره پيش پايت چنان شرايط بگذارند كه مطلوبشان طلب آيد

اهري | December 27, 2006 04:19 AM

نق نقو جان
سلام
مطلبت فوق العاده بود... ولی نق نقو جان چرا شما توی بازی شب یلدا شرکت نکردید؟؟؟

alma | December 26, 2006 08:59 PM

آقا در صورت امکان آدرس این رستوران الملاح توی دبی رو مرحمت کنید. مورد نیاز است. ممنون.

mehdi | December 26, 2006 07:01 PM












اطلاعات ضبط؟