« تهرانتو»

January 01, 2007


جای شما خالی، چندروزی درکانادا بودیم. بیشتر در تورونتو، یا به قول دوستان "تهرانتو".
به افتاب فرمودیم تودرنیا که ماداریم درمیائیم. گفت چَشم! این چندروزی که آنجا بودیم اصلاً آفتاب نبود که دلمان گرفت. اما هوا همانطورکه دوستان فرموده اند ، نسبت به سالهای دیگرخیلی خوب بود.


تورونتو شهربزرگیست با بیش از 4 میلیون نفرجمعیت. دولت کانادا کم وبیش سوسیالیستی است. مالیات زیادی میگیرد وچترحمایتی بزرگی روی سرمردم خود گسترده است. ازبهداشت وآموزش مجانی گرفته تا حمایت ازسالمندان ودرماندگان.


اما همینطورکه می بینید درخیابان های تورونتو ازاین جوربه قول خودمان کارتن خواب ها هم کم نیست. لابد یا زیرسلطه افیون هستند یا می خواهند دهن کجی کنند ویا عقل ازسرشان پریده وگرنه با چنان دولتی لابد بی سرپناه نمی مانند.


علاوه برپلیس ماشین سواروموتورسوارواسب سوارکه تا حالا دیده بودیم، درتورونتو پلیس دوچرخه سوارهم دیدیم.

بین کریسمس وسال نو را درکانادا باکسینگ ویک می گویند. فروشگاه ها دراین هفته اجناس خودرا به تخفیف های عمده حراج می کنند. ومردم هم مثل موروملخ می ریزند وهزاروهفت جورکالای بدرد نخورمی خرند. دوستان می گفتند یکی ازگرفتاریهای فروشگاه ها درهفته بعد از"باکسینگ ویک" پس گرفتن کالاهایی است که مردم خریده اند وبعد فهمیده اند به دردشان نمی خورد.
اما قیمت هایی که من دیدم حتی پس از جراج های آنچنانی بسیارگرانترازقیمت های آمریکا بود.
نکته بسیارجالب وخوبی که درکانادا وتورونتو دیده می شود گوناگونی وهمزیستی نژادها وفرهنگ ها وقومیت های رنگارنگ دنیا درکناریکدیگراست. جوری که شاید بتوان گفت درکانادا واژه "خارجی" مفهومی ندارد. چینی ها، هندیها، آفریقایی ها، اروپایی ها ودیگران درهمه جا دیده می شوند.
والبته ایرانیها.
بنا به گفته دوستان بین یکصد تا یکصدوپنجاه هزارایرانی درتورونتو زندگی می کنند وپس از لوس انجلس (درآمریکا)، تورونتو بیشترین جمعیت مهاجران ایرانی را درخودجای داده است. اما بیگمان حضورایرانی ها چشمگیرتراز150 هزارنفرمی نماید.


مثلاً عکس بالا را نگاه کنید. باورکنید بازارچه ای درشهرک اکباتان نیست بلکه یکی ازده ها مرکزخرید خیابان "یانگ" درتورونتو است.


درتورونتو توانستیم دررستوران شمال با دوستان قدیمی چلوکبابی (وهمچنین غذاهای دیگرایرانی) بس خوشمزه وعالی را نوش جان کنیم وبعدش هم چای دبشی با بامیه بخوریم که جای شما خالی بود.


همچنین در کافه قنادی "گل سرخ" فرصتی غنیمت داشتیم که میهمان آب وگل عزیزباشیم ودرحالیکه ترانه های گوگوش وداریوش پخش میشد، قهوه وچای وبستنی اکبرمشتی بخوریم و به رتق وفتق معضلات جهانی بپردازیم. آیا می شود که تهران ما هم دوباره همین طورشود؟
دوستان وبلاگ نویس هم درتورونتو کم نیستند. غیراز آب وگل که سعادت دیدارش دست داد، سایه عزیز، ملا حسنی بزرگوار ، نیک آهنگ نامدار ، هودر شهیر وبسیاری دیگرنیزدرتورونتو رحل اقامت افکنده اند که شاید درسفرهای بعدی به حضورشان برسیم.


 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(9)
غرغرهای دیگران در مورد « تهرانتو»

نق نقو جان
دير خبردارشدم . دفعه ديگر از قبل اطلاع بده تا يک آبگوشتی با هم بخوريم

ملا حسنی | January 3, 2007 11:32 AM

سلام استاد...منم دلم میخواست در معیت باشم...به امید روزی که در ایران امکانات مشابه ایجاد بشه (صد سال اولش سخته میگن!)

مرجان | January 3, 2007 04:37 AM

khosh be haletoon!

laleh | January 2, 2007 12:06 PM

به منم سر بزن. منتظرم

طاهره | January 2, 2007 03:14 AM

سلام بر نق نقوي محترم. خيلي جالب بود. همه مطالب را با دقت خوندم. من هم دوستي دارم در كانادا در تورنتو كه گاهي وقتها از اوضاع اونجا برام ميگه. يه وقتايي هوس بودن در آنجا و يا داشتن شرايطي مثل اونجا در ايران به سرم ميزنه. ولي خب حيف و صد حيف....

طاهره | January 2, 2007 03:13 AM

اون پاساژ را که دیدیم گفتم ، رفتی شهر آرا عکس گرفتی.
****
من که هر روز تو دبی به خودم میگم یعنی میشه ایران هم اینجوری بشه

Avra | January 2, 2007 12:05 AM

من هميشه خدا منتظر همين عكسها و حرفها بودم و هستم . ما رو پروندي به ناكجا آباد و روياهايي كه هرگز به عمل در نيامدند .
عكسهارا كه ديدم ياد تهران قديم هم افتادم
البته مقداري هم دلم گرفت

اهري | January 1, 2007 11:11 PM

سلام نق نقو جان
مطمئنی ایران نبودی؟؟؟

alma | January 1, 2007 10:28 PM

vallah che arz konem bekhater iin gofteiitan "keh canada sociialiistiist" fagat miitevanem begoiem "kos khol teshriif dariid"

hassan | January 1, 2007 08:45 PM












اطلاعات ضبط؟