« پراکنده ها »

January 19, 2007

اوباما وارد می شود
سناتورباراک اوباما، سناتورسیاه پوست ایالت ایلی نویز کاندیداتوری خودرا برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا درسال 2008 اعلام کرد. او یک دموکرات لیبرال است که مخالف جنگ است وحرف هایی که می زند مردم را مثل زنبوردورعسل جمع می کند. تنها ایرادی که براو میگیرند کم تجربگی اوست که فقط دوسال برمسند ستاتوری تجربه سیاسی دارد.
تا اینجا که حسابی کک به تنبان "نیوکانزروتیو" ها انداخته وهمینش هم دل مارا خنک کرده است. بعضی ها میگویند امکان ندارد هیئت حاکمه آمریکا اجازه دهد یک سیاه پوست رئیس جمهورشود و این فقط بازی ایست برای شکستن رای سناتورهیلاری کلینتون ودرنهایت دموکرات ها. من فکر میکنم بهترین ترکیب این خواهد بود که هیلاری واوباما مشترکاً کاندید شوند. هیلاری به عنوان رئیس جمهور واوباما به عنوان معاون که این دیگریک نقطه عطف بزرگ درتاریخ سیاسی آمریکا خواهد بود که یک زن رئیس جمهورشود ویک سیاه پوست معاون! شاید بگوئید که اولاً سگ زرد برادرشغال است وثانیاً اصلاً به ما چه؟!
عرض می کنم که اولاً سگ زرد انقدرها هم که فکرمی کنید برادرشغال نیست و با هم فرق دارند وثانیاً امورداخلی یک ابرقدرت برای همه دنیا مهم است ما که جای خودداریم که درچشم توفان نشسته ایم. این جمهوریخواهان فعلی انقدرگندش را درآورده اند که مردم آمریکا ازآن ها خسته شده اند وامیدوارم که سال 2008 سال سورپریز باشد.
البته تا آنوقت خدا آخرعاقبت مارا به خیرکند.
اسم باراک اوبامارا به خاطربسپارید، ستاره اش روبه درخشش است، به نظرآدم حسابی میرسد. وبسایتش هم اینجاست.

مرگ چنین خواجه نه کاریست خُرد
آرت بوخوالد طنز نویس نامی آمریکایی که یک عمربزرگان نشسته برمسند قدرت درآمریکارا با نیش قلم زهرخنددارخود قلقلک میداد درهشتادویک سالگی جلوی مرگ لنگ انداخت. ازنشان های بزرگی او همین بس که مرگ را هم به تمسخرگرفت. یک سال پیش که به دلیل نارسایی کلیه، پزشگان تجویزبستری شدن ودرمان بادارورا دادند، او این پیشنهادرارد کرد وبه استقبال مرگ رفت. پزشگان شانس زنده ماندن اورا فقط برای چند هفته پیش بینی کرده بودند ولی اویک سال زنده ماند ودرپایان گفت: "ازکلیه هایم متشکرم"! جالب است که روزنامه نیویورک تایمزویدیویی را ازاو پس ازمرگش منتشرکرده که درآن میگوید: " سلام من آرت بوخوالد هستم و همین الان مردم"!
"اتل کندی" دوست سالیان دراز او پس از مرگش درباره اش می گوید: "آرتی مارا سال ها خنداند، ازامروز بهشت جای شادتری می شود".
درود براوباد!

آی رَن
به مدرسه فرازرفته بودم تا اورا یک ساعت زودتربردارم وبا هم به استقبال دوستی برویم. آقای "مِرسِر" مدیرچاق وخوشرو وپرتحرک مدرسه تا مرا دید بدون مقدمه گفت: "من ازشما عذرمی خواهم". با تعجب گفتم چرا؟ گفت " ازاینکه پرزیدنت بوش اسم کشورشمارا آی رَن تلفظ می کند". گفتم ما عادت داریم و چیزمهمی نیست برای اینکه طرزنوشته شدن آن درزبان انگلیسی، بسیاری ازآمریکایی هارا به این اشتباه می اندازد. گفت: "ولی پرزیدنت یک آدم معمولی نیست اوقراراست این چیزهارا بداند".
عرض کرده بودم این اهالی کلرادو اهل فرهنگ هستند!!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(7)
غرغرهای دیگران در مورد « پراکنده ها »

سلام. از آنجايي ( جاي خاصي منظورمان نيست البته!!) گيج تشريف داريم در ابتداي مطلب نغزي! كه نوشته ايد اوباما وارد مي شود من هر چه فكر كردم او با ما وارد مي شود؟ چه كسي قرار است با نق نقو وارد شود چيزي به ذهنم نرسيد. سطر دوم راه را گشود..........

طاهره | January 21, 2007 07:58 AM

Hi, I just surfed in from Sweden

:-)
Take care

Fjäderlös Tvåfoting | January 21, 2007 01:48 AM

از حاضرجوابیتون لذت بردم... ضمنا نق نقو جان چرا نمیخواهید بیایید منزل ما؟؟؟؟ ما با دوستان کاری نداریم فقط سر به سر غریبه ها میذاریم

alma | January 21, 2007 12:02 AM

ممنون ازشما واما جواب سوالات شما:
1- چشم سلام شمارا به مسترمرسر ابلاغ خواهم کرد سلامت باشید
2- نه جانم ما سگ نداریم. رهگذربودیم عکس گرفتیم.
3- آن در، درِ یک کلیسا درشهر ماست دریک روزبرفی. امیدوارم روزی به شرف دیداراهر وجناب عالی مفتخر شوم.
4- دوربین من سونی سایبرشات
DSCH1
است اما اهری جان آوازه خوان مهم است نه آواز. ازلطف شما هم ممنون

NeghNeghoo | January 20, 2007 02:55 PM

آخ آخ آخ
يادم رفت بهتون بگم كه دفعه آينده وقتي به مدرسه فراز عزيز رفتين از طرف "يك اهري " از مسدر "مرسر" تشكر كنيد / شايد روزي ايشونو ملاقات كرديم و يا عنقريب عكس ماچ و بوسه هاي ما و اونا رو خودتون با دست خودتون گرفتين و انداختين توي وبلاگتون / خدا رو چه ديدي ...
ديگه ؟؟؟!
آهان
اون سگه كه داره رانندگي ميكنه مال شماس؟
هووووممم
آقا اون دري كه عكسشو انداختين خيلي شبيه درِ بازار اهره ! اينوري اومديم اطلاع بدين زيارتتون كنيم شرمنده نشيم
پي نوشت : چون بنده هيچ اطلاعي از مذكر و مونث بودن آن سگ ندارم لذا از بردن كلمه /آقا و يا خانوم / قبل از كلمه سگ ، خود را معذور ميدانم

اهري | January 20, 2007 05:35 AM

سلام
به سايت رييس جمهور آينده تان رفته و دورَكي زديم . ديكشنري ام جواب نداد و ما چن عكس خوشگل ديديم و اومديم بازم خدمت شما / جان هركي دوس دارين به اوباما خان راي بدين!ولي به سنش نميخوره كه راي بياره و اونم با رنگ پوستي ديگرگونه !
خداوند بوخوالد را رحمت و بوش را زحمت دهد. عكساي برفيتونم خيلي جالبن آقا دوربينتون ماركش چيه؟

اهري | January 20, 2007 05:21 AM

سلام
1.وای من را ببخشید امروز نظرات را چک میکردم و تازه نظر شما دوست عزیز را دیدم.معذرت میخواهم که دیر دارم ازشما تشکر میکنم.اگر بدانید چه ها پشت سرتان گفتم.به خود میگفتم حال خوب است از ایشان فقط سوال پرسیدایم .....
دیگر ادامه نمیدهم.فقط پوزش مرا پزیرا باشید .
2.خوشحالم که از داستان دوستم لذت بردید.
3.از اینکه به ما سر زدید بی نهایت تشکر.همچنین از بابت پاسختان.خیلی استفاده کردم.
4.موفق و پیروز باشید

mohi | January 19, 2007 03:25 PM












اطلاعات ضبط؟