« بچه ها متشکریم خیلی زیاد»

February 02, 2007

بدینوسیله ازاستقبال پرشوردوستان بلاگردرهمراهی و هم پیمانی دشمن شکن و نمایش شورانگیزهمدلی درانعکاس فراگیردرخواست اینجانب مبنی برنمایش لوگوی "غنی سازی را متوقف کنید"، مراتب سپاس وقدردانی خاکسارانه خودرا اعلام می نماید!
خوب حالا که همگی با غنی سازی موافقیم بروبریم: "امشب چه شبیست شب مراداست امشب / ماه ایران خانم، تحریم دوماداست امشب / بادا بادا بببب ...
فقط میماند دوستان انگشت شماری ازجمله آشپزباشی جان که به این مطلب لینک داد وصادق اهری وعمواروند ومرجان وآذین وسینا هدا که یادداشتی قلم رنجه فرمودند وسنت شکنی فرمودند.
درپایان اضافه می نماید که شخص پرزیدنت احمدی نژاد باارسال یک کیلو کیک زرد وشخص پرزیدنت بوش باارسال یک جلد کتاب "صلح وآرامش" مزین به تصویر بیلاخی مهیب ازنق نقو سپاسگزاری وقدردانی نمودند.
صدای غریو جمعیت بلاگرها: نق نقو نق نقو راهت ادامه دارد
تک مضراب خفیف دکترامید: "زرلداما باباخفلن گوراخ"

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(11)
غرغرهای دیگران در مورد « بچه ها متشکریم خیلی زیاد»

نق نقوي عزيز!
با كمال تاسف بايد عرض كنم اگر به اين جمله در كامنت قبلي عنايت كني خواهي ديد كه گاهي خواننده بايد پس از طي طريق به معناي طنزي تلخ برسد:
تا از تك مضراب دكتر اميد ابديتي سازيم...
متاسفانه منهم يك وقتهايي از حرص ويرم مي‌گيرد و همه چيز را باهم قاطي ميكنم. طنز، جدي، شعر..همين ميشود كه راننده مسيرش را گم ميكند .
وآنهم اينكه توبه‌ي نصوح زورزوركي من يه چيزي تو مايه‌هاي همين زر نزدن است.
با اين اوصاف از الطف و صفايت ممنون. در بعدالتحرير نوشتم كه همشهريان سرنوشتشان را با لوگوي نق‌نقو پيوند زدند. خواننده ميآ‌يد و مي بيند پتيشي در كار نيست، خب، كمي تامل ميكند و بعد مي‌فهمد سر كار است، بعد ميرود در ادامه‌ي بازي به حال خودش مي‌گريد...
حالا ايرادي دارد ما هم دل داديم به قلوه‌ي شما؟؟؟
اين حق كپي رايت هم يه چيزي تو مايه‌هاي همون جمله‌ي معترضه‌ي محترمانه است كه

سينا هدا | February 3, 2007 05:13 AM

نق نقوي عزيز!
با كمال تاسف بايد عرض كنم اگر به اين جمله در كامنت قبلي عنايت كني خواهي ديد كه گاهي خواننده بايد پس از طي طريق به معناي طنزي تلخ برسد:
تا از تك مضراب دكتر اميد ابديتي سازيم...
متاسفانه منهم يك وقتهايي از حرص ويرم مي‌گيرد و همه چيز را باهم قاطي ميكنم. طنز، جدي، شعر..همين ميشود كه راننده مسيرش را گم ميكند .
وآنهم اينكه توبه‌ي نصوح زورزوركي من يه چيزي تو مايه‌هاي همين زر نزدن است.
با اين اوصاف از الطف و صفايت ممنون. در بعدالتحرير نوشتم كه همشهريان سرنوشتشان را با لوگوي نق‌نقو پيوند زدند. خواننده مي‌ياد و مي بيند پتيشي در كار نيست، خب، كمي تامل ميكند و بعد مي‌فهمد سر كار است، بعد ميرود در ادامه‌ي بازي به حال خودش مي‌گريد...
حالا ايرادي دارد ما هم دل داديم به قلوه‌ي شما؟؟؟
اين حق كپي رايت هم يه چيزي تو مايه‌هاي همون جمله‌ي معترضه‌ي محترمانه است كه

سينا هدا | February 3, 2007 05:12 AM

اینم سهم من برای کشورم ایران:

http://www.barobax.net/files/save_iran.gif

Pooya | February 3, 2007 02:13 AM

غزل جان ممنون. عکس را کوچکترکردم این هم آدرسش:
http://www.neghneghoo.com/photos/peacerug.jpg

عمواروندعزیز
ترجمه البته "ساسپنس قضیه را می کاهد اما امرشما واجب الاطاعت است:
"زرنزن بابا خفه شو بینیم"!
این جمله را قبلاً درجایی دکترامید خطاب به خودش دردهان نق نقو گذاشته بود،

سینای عزیز ازلطفت ممنون حق کپی رایت شما صدالبته محفوظ است البته نق نقو قبلاً پیشنهاد شمارا ندیده بود وگرنه ازهمان اول اشاره میکرد به هرحال هرکس این کاررا بکند کاری برعلیه خشونت وجنگ کرده و هرقدربیشتربهتر، اما تشکر من ازدوستان حاکی ازعدم استقبالشان بودالبته!!

NeghNeghoo | February 2, 2007 10:30 PM

بعدالتحرير:

نق‌نقوي عزيز!
ما ديگر اين آخر عمري شورش را درآورديم از پيام‌هاي
ما هم طبق سنت حسنه‌‌ي مقابله به مثل لينكهاي مطالب شما را چپ و راست به اين وصيتنامه يا توبه‌ي نصوح خود افزوديم. ضمنا گل وجود شما را در باغچه‌ي بغل منزلمان كاشتيم. حالا مانده‌است شما هم آينه‌اي بگذاريد مقابل مقابل به مثل ما تا از تك مضراب دكتر اميد ابديتي سازيم.

سينا هدا | February 2, 2007 06:36 PM

اينهم آخرين غرغر سياسي من در اين مكان شريف!

ضمنا ايكاش زير اين لوگو مينوشتي براي پاسداشت دموكراسي و تعهدات ناشي از قراردادهاي بين‌المللي و تمكين از راي يكدست شوراي امنيت غني سازي اورانيوم را متوقف كنيد! تا غرور ملي ايرانيان آسيب نبيند كه زبانم لال اين درخواست از سر ترس و بزدلي و حقارت و زبوني است.
بنظر من بيان علت اين خواسته مهمتر از خود خواسته است و يك نوع يادآوري به نقض‌غرض حكومت شريف و محترم حاكم بر ايران هم هست.
ضمنا اين لوگوي شما مثل فرش ايراني حرمسراي يكي از شيوخ عرب كمي گنده نيست؟

سينا هدا | February 2, 2007 04:45 PM

نق نقوي عزيز!
گويا شهروندان گرامي لحظه‌شماري ميكردند من از طرح‌هاي خفن سياسي خود توبه ي نصوح كنم بعدا با اين پيشنهاد من مبني بر پذيرش و تمكين راي شوراي امنيت براي تعليق غني سازي و با نيت تعهد به قراردادهاي اجتماعي در راستاي رفتار دموركاتيك موافقت خود را اعلام كنند. وگرنه تا پيش از گام حياتي شما جز فحش و ناسزا و حتي تهديد چيزي نصيب الاحقر نشد.
به هر حال من حق كپي رايت خودم را از شما خواهم ستاند!
اين خط-----اين هم نشان×.

سينا هدا | February 2, 2007 04:22 PM

ضمن تشكر مجدد از اقدام دموكراتيك شما براي تمكين از راي شوراي امنيت و تعليق غني سازي اميدوارم حق كپي رايت ما براي اين دعوت در تاريخ 27 دي 1382 فراموش نشود!

سينا هدا | February 2, 2007 03:58 PM

آقا لطفن این جمله‌ "زرلداما باباخفلن گوراخ" را ترجمه بفرمائید که من شاید حدس‌ن احساسن فقد معنای "کوراخ" بدانم و لاغیر.
راهت ادامه دارد!

عمو اروند | February 2, 2007 03:40 PM

بنده ! ميخوام امروز از مسئله اي بنويسم ! لوگو ندارد . پتيشن هم ندارد ! غرب و شرق اش هم تا الان مشخص نيست . انتظار بيشتري هم ندارم از اين وبلاگستان ! كمك حالم شويد متشكرتان خواهم بود و گر نه ! چي بگم والا ! عمه ات رو ديدي ، نديدي . اين رسم وبلاگستان است .
بنگ بنگ
به علي من بنگي نستم

اهري | February 2, 2007 12:40 PM

نق نقوي هميشه محبوب من،
مرسي از لطفت، کلي خوشحالم کردي...
در ضمن ابعاد اين لوگو فرش غني نشده رو يک کم کوچيک تر کني و آدرسش رو هم بذي، آنچنان بچسبانمش که هيچ راهي براي ادامه کارشان نماند.
الآن که اعصاب مصاب درست حسابي ندارم، هر چي امضاء و پتيشن و ... هست، بياريد ها!!!

غزل | February 2, 2007 11:50 AM












اطلاعات ضبط؟