درآن سال های دور خانم – مادربزرگم – این افسانه- ترانه ترکی را برایمان مکرر می خواند:
بیر بیزووم وارودی
آپاردیم سووارماخا
سوروشدی گچی سیندی
ددیم ای بوز سن نه ظالیم سن
ددی ظالیم اوسّیدیم گون منی اَریتمَزیدی
ددیم ای گون سن نه ظالیم سن
ددی ظالیم اوسیدیم بولوط گاباخیمی کَسمَزیدی
ددیم ای بولوط سن نه ظالیم سن
ددی ظالیم اوسیدیم یاغیش منّن یاغمازیدی
ددیم ای یاغیش سن نه ظالیم سن
ددی ظالیم اوسیدیم گُی اوت منّن بیتمَزیدی
ددیم ای گی اوت سن نه ظالیم سن
ددی ظالیم اوسیدیم گوزی منی یِمَزیدی
ددیم ای گوزی سن نه ظالیم سن
ددی ظالیم اوسیدیم قصاب منیم باشیمی کَسمَزیدی
ددیم ای قصاب سن نه ظالیم سن
ددی ظالیم اوسیدیم پیشی منیم اَتیمی یِمَزیدی
ددی ای پیشی سن نه ظالیم سن
ددی:
ظالیمم ها ظالیمم
کورسی اوستی ییلاقیمدی
کورسی آلتی قشلاقیمدی
گاری ننه هرنه پیشیرسه قیقاناق گویماقیمدی
ترجمه:
یک گوساله داشتم
کنارآبشخوربردمش
سرخورد وپایش شکست
گفتم ای یخ تو چه ظالمی
گفت اگرظالم بودم آفتاب مرا آب نمیکرد
گفتم ای آفتاب تو چه ظالمی
گفت اگرظالم بودم ابرجلوی مرا نمیگرفت
گفتم ای ابر تو چه ظالمی
گفت اگرظالم بودم علف سبزازمن نمی روئید
گفتم ای علف تو چه ظالمی
گفت اگرظالم بودم بزغاله مرا نمی خورد
گفتم ای بزغاله تو چه ظالمی
گفت اگرظالم بودم قصاب سر مرا نمی برید
گفتم ای قصاب تو چه ظالمی
گفت اگرظالم بودم گربه گوشت مرا نمی خورد
گفتم ای گربه تو چه ظالمی
گفت:
ظالم وظالمم
روی کرسی ییلاقمه
زیرکرسی قشلاقمه
هرچی ننه پیره پخته
خاگینه وقیماقمه
بیگمان ترانه ها وادبیات فولکلوریک خالی ازنشانه های رفتارشناسی یک قوم وملت نیست.
پ.ن.: زبان ترکی من کمی نم کشیده و زنگ زده و به شدت ریب می زند، ترانه را ازروی حافظه نوشتم، دوستان هم ولایتی به بزرگی خود خواهند بخشید وچنانچه غلط های انشایی املایی مرا تذکرواصلاح فرمایند بسیارممنون خواهم شد