« نمایش ادامه دارد»

February 12, 2007

این ترانه "فردی مرکوری" (گروه کوئین) را بسیاردوست دارم.
فردی مرکوری، این عصیانگر مجنون، صدای نسل بیقراردیروز وامروزرا فریاد می زند.
پی نوشت ها:
1- واژگان این ترانه وترجمه فارسی آن را ((برگردان نق نقو) درادامه این یادداشت خواهید یافت
2- فردی مرکوری درسال 1991 ازبیماری ایدز درگدشت. این ترانه ازآخرین کارهای اوست که پس از چندروز ازیکی ازاجراهای عمومی آن زندگی راواگذاشت. او خود میدانست که دارد می میرد واین ترانه به نوعی کنایه ازمرگ او نیز هست.
3- اگر به "یو تیوب" دسترسی ندارید، صدای ترانه را دراینجا بشنوید.
4- وبسایت کوئین دراینجاست

فضاهای خالی – برای چه زندگی می کنیم؟ Empty spaces - what are we living for?
مکان های متروک – گمان میکنم نتیجه را میدانیم Abandoned places - I guess we know the score..
به پیش و به پیش On and on!
آیا کسی میداند دنبال چه هستیم؟ Does anybody know what we are looking for?

قهرمانی دیگر – یک جنایت بی معنای دیگر Another hero - another mindless crime.
درپشت پرده ، درپانتومیم Behind the curtain, in the pantomime.
صبر کن! Hold the line!
آیا کسی می خواهد بازهم ادامه دهد؟ Does anybody want to take it anymore?
نمایش باید ادامه یابد! The Show must go on!
نمایش باید ادامه یابد! The Show must go on!
دردرون قلبم می شکند Inside my heart is breaking,
دربیرون ممکن است گریم صورتم خراب شود My make-up may be flaking,
اما لبخندم، همچنان، برلبهایم می ماند But my smile, still, stays on!

هرچه پیش آید، آن را به بخت وامی گزارم Whatever happens, I'll leave it all to chance.
یک دل شکستگی دیگر، یک عشق شکست خورده دیگر Another heartache - another failed romance.
به پیش وبه پیش On and on!
آیا کسی میداند برای چه زندگی می کنیم؟ Does anybody know what we are living for?
گمان میکنم دارم یاد می کیرم I guess i'm learning
اکنون باید گرمترباشم I must be warmer now..
به زودی پیچ دیگری را پشت سرمیگذارم I'll soon be turning round the corner now
بیرون صبح دیگری فرا می رسدOutside the dawn is breaking,
اما دردرون من ازدرد آزادی به خود می پیچم But inside in the dark I'm aching to be free!

نمایش باید ادامه یابد! The Show must go on!
نمایش باید ادامه یابد! The Show must go on! Yeah!
آه قلبم دردرون می شکند Ooh! Inside my heart is breaking!
ممکن است گریم صورتم خراب شود My make-up may be flaking!
اما لبخندم، همچنان، برلبهایم می ماند But my smile, still, stays on!
Yeah! oh oh oh

روح من چون بال های پروانه نقاشی شده استMy soul is painted like the wings of butterflies,
افسانه های پریان هرگزنخواهد مردFairy tales of yesterday, will grow but never die,
دوستان من می توانم پروازکنم I can fly, my friends!

نمایش باید ادامه یابد! آری The Show must go on! Yeah!
نمایش باید ادامه یابد! The Show must go on!
با نیشخندی دربرابرش خواهم ایستاد I'll face it with a grin!
هرگزتسلیم نخواهم شد I'm never giving in!
با ادامه نمایشOn with the show!

به اوج خواهم رفت I'll top the bill!
غلبه خواهم کرد I'll overkill!
باید اراده ام را استوارکنمI have to find the will to carry on!
همراه باOn with the,
همراه با نمایشOn with the show!

نمایش باید ادامه یابدThe Show must go on.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(7)
غرغرهای دیگران در مورد « نمایش ادامه دارد»

donbale ye tarjome az queen migashtam...faghat ghor ghor peyda kardam!be nazare manam the show....foghol adast!

saeedeh | July 1, 2007 12:25 PM

in Fredy Mercury Iranie

maloos | April 24, 2007 12:57 AM

و این نمایش سالیانی است که ادامه دارد

عمو اروند | February 13, 2007 12:25 PM

نق نقو جانم من از عبارت "زندگی را واگذاشت" خیلی حال کردم. خیلی زیبا بود. بهتر از کلمات تکراری وداع گفتن و ...انشالا حالا حالا ها زنده و سالم باشید

مرجان | February 13, 2007 04:25 AM

غر غر ماله وقت یبود ادامه مطلب و ندیده بودم پس از اول
سلام
دستت درد نکنههههههههه

روشنک(تورا من چشم در راهم) | February 13, 2007 02:18 AM

من الان واقعا میخوام غر غر کنم
چرا هر چی آهنگه من باید وقتی ببینم که اسپیکر ندارم؟

روشنک(تورا من چشم در راهم) | February 13, 2007 02:17 AM

ممنون از ترجمه

آورا | February 12, 2007 10:39 PM












اطلاعات ضبط؟