« روایت دوزن ازیک مرد »

February 13, 2007

" او (رضاشاه) مجلسی تدارک دید که همه ی نمایندگانش به خواست او وبافشارارتش برگزیده شده بودند وبدین ترتیب دموکراسی نوپای ایران ازپیشروی بازماند ومجلس نقش یک مهرلاستیکی را بازی میکرد که پی درپی ذیل خواسته های رضاشاه مهرتائید می زد. رضاشاه نهال تمام احزاب تازه روئیده را خشکاند، بساط روزنامه های مستقل را تخته کرد ....
الگوی رضاشاه دربسیاری ازاقدامات فردپرستانه اش موسولینی دیکتاتورایتالیا وآتاتورک سیاستمدار ناسیونالیست ترکیه بود. او همچنین غالب نقاط پرجمعیت کشوررا ازطریق راههای جدید و خطوط تلگراف به هم متصل کرد وبه کمک دولت آلمان ازجنوب به شمال کشورراه آهن کشید وبدین ترتیب برای نخستین بار چشم وگوش دولت حتی تا دهات وعمق کوهستان های عشایرنشین به کارافتادو به زودی برای بازرگانان، زیارت کنندگان ومسافرانی که درجاده ها رفت وآمد میکردند معلوم شد که رضاشاه هرچند بسیارخشن ودیکتاتور منش وخودخواه عمل کرده است ولی درعین حال توانسته است چنان نظم وترتیبی برقرارکند که دیگرمسافران ازبیم راهزنان درجاده ها برخودنلرزند ...
بوق وکرنایی که رضا شاه دربازگرداندن عظمت دیرین و باستانی به ایران راه انداخت بیشترتبلیغات عوام فریبانه بود تا تغییرات بنیانی وزیربنایی درکشور. پایتخت ایران هرچند به ظاهرمنظم تروبسیاربزرگترشده بود اما با نگاهی دقیق ترمعلوم می شد نمونه بزرگترشده ی همان ده پرازفقرو بیماریهای همه گیر به ویژه آبله وتراخم وسل است که 200 سال پیش نخستین شاه سلسله ی قاجاربه پایتختی برگزید."

ستّاره فرمانفرمائیان، "دختری ازایران"، ترجمه ابوالفضل طباطبایی بازنویس ناصرپورپیرار، نشرکارنگ، چاپ ششم خرداد1378، ص ص 77-76

"زمانی که رضاشاه پهلوی براساس قانون مجلس به سلطنت رسید ایران کشوری بدون رهبری وقرون وسطایی بود. احمدشاه آخرین پادشاه قاجارفقط برتهران حکومت میکرد. کشوردردست سران قبایل وبزرگ زمین داران بود وتنها قانون موجود قانون زوربیشتر بود. منابع کشوردردست بیگانگان بود: نفت را بریتانیا اداره میکرد. نیروی نظامی یا آنچه که ازآن باقیمانده ود درشمال ازافسران روسی ودرجنوب ازافسران بریتانیایی فرمان می برد، بلزیکی ها گمرک را اداره میکردند وسوئدی ها پلیس را..ایران به یکی ازضعیف ترین کشورهای دنیا تبدیل شده بود. تعدادباسوادان ازیک درصد هم کمتربود وزنان ازکمترین حقوق نیزبرخوردارنبودند .. ایران برخلاف همسایه های بزرگش هندوستان وترکیه ، جاده های معدودی داشت وفاقد راه آهن بود وتنها یک نیروگاه (ژنراتور) برق درتهران وجودداشت.
اما بعد ازگذشت ربع قرن، ایرانی که من می دیدم دارای مدارس، دانشگاه ها وبیمارستان ها بود، هرچند همه راه ها اسفالت نبود اما به هرحال جاده ساخته شده بود وراه آهن سراسری ایران دریای خزررا به خلیج فارس متصل نموده بود.
بیگمان هنوزخیلی کارها باید انجام میشد اما برای نسل پدرومادرمن که قدردستاوردهای اورا میدانستند، رهاورد رضا شاه به ایران همان بود که مصطفی کمال آتاتورک به ترکیه داده بود: یک انقلاب صنعتی وفرهنگی بدون خونریزی.."

فرح پهلوی، "یک عشق پایدار، زندگی من با شاه، خاطرات"
Miramax Books, USA 2004, Page 55
برگردان این قسمت از نق نقو

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(3)
غرغرهای دیگران در مورد « روایت دوزن ازیک مرد »

عجب!

عمو اروند | February 13, 2007 02:56 PM

ميدونم حتمن آدرس وبلاگ ناصرپورپيرار رو دارين . جهت اطلاع عموم بازم اينجا ميذارم !
http://naria.blogfa.com/
ايشون هم مثل شما اكثر روزا رو مينويسند و ما كه با اين خلق تنگمون و وقت ضيقمون و سرعت كم دهاتمون همينجوري بروبر به خودمون نيگاه ميكنيم و جايي نميرسيم!!

اهري | February 13, 2007 02:40 PM

عجب پسري يه اين ناصر پورپيرار / امان از اين همشهريها كه هركدوم يه جوري محشرن ! آقا تا مابياييم مطلب قبليتون رو بخونيم شما دوتا پست فرستادي هوا ! عين اين لينكاي وبلاگها كه به صفحه تون اضافه كردي ! حساب خواننده رو هم بكنيد آخه ! هنوز نرسيدم" نمايش ادامه دارد" را ببينم . D

اهري | February 13, 2007 02:34 PM












اطلاعات ضبط؟