« سپیدار »

February 14, 2007

چه درخت نجیبی است سپیدار با آن قامت بلندِ راستِ رعنایش. که انگاربرای او سروده اند:
موذن چون ببیند قامتت را
به قدقامت بماند تا قیامت
با آن پوست سپید دلفریبش ونقش ونگارهای روی آن،
با آن برگهای زیبایش که درسه فصل سال رنگرز هستی آن چنان فریبنده آن هارا رنگ می کند وهنگامی که بادمی وزد بادادن تن خود بدست بادگوش هایتان را مهمان زیباترین وآرام بخش ترین سمفونی ها می کند.
به مهمانی عکس های چهارفصل سپیداربروید وازتقه زدن برروی سپیدارهای پائیزی نیز غفلت نکنید.




پ.ن.: تبریزی های مقیم کلرادو!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « سپیدار »

مجید عزیز
با تشکر از نکته ای که اشاره کردی، میدانم که عکس هایی که گرفته ام "اَسپن" هستند که شاید ترجمه درست ترآن صنوبر باشد اما عموماً و ازروی سهو (بدون تاکید برجنبه گیاه شناسی آن) فکر میکنم صنوبر وسپیدار وتبریزی (که خود آذری ها به آن "قلمه" می گویند) ازیک خانواده باشند و همگی راست قامت واستواروزیبا. این یادداشتت مرا یاد این ترانه قدیمی منوچهرسخایی نیز انداخت که: "ای به بالا چون صنوبر - ای به رخ چون میم و ه" ...
با تشکردوباره

NeghNeghoo | February 14, 2007 07:24 PM

نمی‌دانم Aspen همان سپيدار است يا چيز ديگر؟
سپيدار امّا تمثيل ایستادگی نيز هست.

M.Z. | February 14, 2007 06:52 PM

راستی این کامنت دونی ات خیلی اذیت می کنه ها! پدرم دراومد تا تونستم دو خط بنویسم

رها | February 14, 2007 11:41 AM

- چه عاشقانه از سپیدارها نوشتی...
- خیلی عکس های قشنگی اند.

رها | February 14, 2007 11:39 AM












اطلاعات ضبط؟