« خواجه ی نافرمان »

February 15, 2007

گفت با خواجه ملتی هشیار
اینقدرحرف مفت نزن به هوار

گرگه را بین که هاروکف کرده
روبه وسگ به پشت صف کرده

بهانه گربه اودهی مست است
خانه وملک ما به توپ بستست

خواجه گفتا که ملتم ترسوست
جاسوس اجنبی و بزدل وکمروست

گرگ، اکنون کتک خورده ای باشد
زودباشد که موش مرده ای باشد

سه سوتی دیگر داد ازخوددر
"آمدش آنچه گفته بود برسر"

گرگه ناگاه ازکمین برجست
گلوی ملک وملت به بمبش خست

"برگرفتش به چنگ ورفت چوباد"
خواجه هن هن نفس زنان افتاد

گرگه از پیش و خواجه ازدنبال
ملت خسته وزخمی وشکسته بال

لیک خواجه چون پندملتی نشنود
ناله وزاری دگرندارد سود

پ.ن.: متن اصلی شعر"جوجه نافرمان" پروین اعتصامی را به یاد کتاب های دوران دبستان و یادجمیل واژگان ساده وپرشکوه پروین درادامه این یادداشت بخوانید.

جوجه ی نافرمان
گفت با جوجه مرغکی هشیار
که زپهلوی من مرو به کنار
گربه را بین که دم علم کرده
گوش ها تیز وپشت خم کرده
چشم خود تا به هم زنی بردت
تاکله چرخ داده ای خوردت
جوجه گفتا که مادرم ترسوست
به خیالش که گربه هم لولوست
گربه حیوان خوش خط وخالیست
فکرآزارجوجه هرگزنیست
سه قدم دورترشد ازمادر
آمدش آنچه گفته بودبرسر
گربه ناگاه ازکمین برجست
گلوی جوجه را به دندان خست
برگرفتش به چنگ و ورفت چوباد
مرغ بیچاره ازپی اش افتاد
گربه از پیش ومرغ ازدنبال
ناله ها کرد زد بسی پروبال
لیک چون گربه جوجه را بربود
ناله ی مادرش ندارد سود

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « خواجه ی نافرمان »

این آرزو خانم متعلق به نسل بعد از " جوجه‌های نافرمان"ی هستند که به حرف مادرشان گوش نکردند و گربه، نه از پشت دیوار که در بغل دستشان، گردنشان به دندان خست.

عمو اروند | February 17, 2007 01:45 PM

سلام استاد بزرگ. الهی من قربون اون کامنتهای با حالتون برم. خیلی دوستتون دارم. مرسی که منو میخونین...

مرجان | February 17, 2007 05:34 AM

گرگه اینجاست اگه خواستینش توی ایران

alma | February 16, 2007 09:47 PM

كجا تو دوره دبستان همچين شعري داشتيم؟!

arezoo | February 15, 2007 03:05 PM












اطلاعات ضبط؟