« کارنامه 85 »

March 16, 2007

قدیما رسم بود که آخرسالی مثل بچه آدم می نشستیم یه نگاهی به کارنامه یکساله می کردیم ببینیم چه غلطی کردیم. این بود که این روزهای آخرسالی نشستیم گفتیم یه مروری بکنیم به تراوشات قلمی و دوربینی سال 1385 که آیا چیزبدرد بخوری توش پیدا می شه؟
سردرجیب تفکرفروبردیم وکلاهمان را قاضی کردیم وهی مرورکردیم. دیدیم نخیرآقا هرچه این فرزندان طبع را سیرمی کنیم هی اسفند است که دود می کنیم و وان یکادونظرقربانیست که خرج می کنیم و قربان دست وپای بلوریشان میرویم. یکی ازیکی بهتر وفصیح تر و راهگشاتر! انتخاب بس مشکلی بود.
این بود که به روش معمول بزرگواران، همینجورالله بختکی از هرچمن گلی برایتان چیدیم به شرح زیر:
- درباب نوستالژی، ازمجموعه "قافله عمر": "من از نسل آن بچه های خوشبختی هستم که این شانس را داشتم که پدر بزرگ و مادربزرگم – با وجودیکه پدرم کوچکترین فرزند خانواده بود – درخانه ما زندگی می کردند". (ادامه مطلب)
- درباب فضولی دراحوال همسایگان: " بالاخره انتظارها به سررسید! دارادارام"..... (ادامه مطلب)
- درباب شعر طنز: "حالا ما هشته ای هشتیم". (ادامه مطلب)
- درباب واژگان: "اون قدیم ندیما یادش به خیر حیوونا الهام بخش اصطلاح سازی بودند". (ادامه مطلب)
- درباب حکایت های "نقستان": " آورده اند که ملک خوش تیپ خان ناریا را عادت چنان بودی که در بلاد بگشتی". (ادامه مطلب)
- درباب عکس: "گل شیطان"

- وبالاخره درباب موسیقی: گرچه نق نقو درکارموسیقی هنوز واردنشده ومانند مرحوم "روبیک منصوری" موسیقی را فقط ازمیان کاربزرگان انتخاب می کند. اما حالا که حرف ازانتخاب است، با تقه زدن روی همان عکس گل شیطان به کار پرشکوه مرضیه گوش کنید که که می خواند: "آیا گمان کردند که می مانند؟"

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(4)
غرغرهای دیگران در مورد « کارنامه 85 »

نق نقوی عزیز دمت گرم .
سال نو بر شما مبارک .

شهربانو | March 18, 2007 04:20 PM

درود بر نق نقوی گرامی
شروع بهار و آغاز سال نو را به آن سرور ارجمند تبریک گفته و آرزوی سلامت و سعادت شما و خانواده را دارم

ورجاوند | March 18, 2007 02:53 AM

نق نقو جان ما تمامی این نوشته ها را خوندیم
و چه بسا مجبور گشتیم تمامی تعطیلات نوروز را صرف خواندن باقی آرشیو نخوانده نماییم و لذت وافر بریم

دری وری | March 18, 2007 12:50 AM

ُسلام بر یک عدد آقای نق نقو. احوال شریف؟ می بینم که کماکان در حال چای نوشیدن و قلیان کشیدن و نق زدن هستید و این جای بسی خرسندی است اما خیال ندارید لااقل این آخر سالی آن قالیچه مبارکی که رویش جلوس نموده اید شامپو فرشی بکشید ؟ از شوخی گذشته خوب ست که گاهی آدم به گذشته اش نگاه کند ولو به گذشته ای مجازی. دارم فکر می کنم بد نیست من هم این کار را بکنم! درباره اهنگ این بار هم راستش این را اگر ننویسیم می ماند توی حلقمان و خفه مان می کند ما اصولا نه که خودمان بانوییم با بانوان میانه ی خوبی نداریم حتی اگر مرضیه باشد! دست شما درست و عید غربت زده تان مبارک

مژگانبانو | March 17, 2007 11:51 PM












اطلاعات ضبط؟