« هردم به لباس دگرآن یاردرآمد»

March 20, 2007

خسته شدیم ازبس با یک عرق گیر رکابی و بیجامه (!) صمیمی درگذرباد و درملآ عام نشستیم به تظاهر به عمل شنیع تدخین! به ویژه که عیالمان هم اولتیماتوم داده بود که اگربا جامه اندرونی دربیرونی دیده شویم سه طلاقه خواهد کرد مارا! گویا!
راستش سردمان هم شده بود دراین سرسیاه زمستان با آن عرق گیر کذای رکابی که دیگرکم کم وقت شستنش هم رسیده بود وآن چای قند پهلو هم چائیده بود گویا!
ازخدا پنهان نیست ازشما چه پنهان که اصلاً اهل تدخین، ازهرنوع آن، هم نبوده ونیستیم الّا سیگارت مارلبوروی لایت که آخرین نخ آن را هم بیشترازپانزده سال پیش خاموش کردیم. این بود که دیدیم با توجه به گروه سنی مخاطبانمان این تظاهربه تدخین قلیان هم بدآموزی دارد گویا!
چنین شد که نق نقوی قلیان کش را با آن جامه اندرونی مکش مرگ مای هویته کاتوروقلیانش وچای قندپهلویش وسیبیل دوبلاسی اش وچشمان تابدارعشوه گربابا غوری اش دسته جمعی فرستادیم رفتند صندوقخانه تادرآنجا بنشینند وسماق بمکند من باب نوستالژی اش! وخودمان کراوات زدیم وبه پیشوازنوروزنشستیم آن بالا ومحوشمعدانی شدیم فعلاً!
واما ببینید گردش دلاویزنق نق را با آن منحنی های موزون که همچون عاشقان افتاده دردورتسلسل وسماع برزمینه مینای گنید شیخ لطف الله چه میچرخد وببینید که که چه فیروزه ای نق میزنیم!
گویا درهمین هنگامه بود که یکی ازشاگردان محضراستاد نقی درمایه تک مضراب بزد که اجنبیون آن را درعلم واژگان "پارازیت" خواندی وبنالید که درمثل مناقشه نبودی وخرهمان خراست وپالانی دیگر!
والله اعلم فی الحقایق الامور، پس بزن بریم.....

کلیه پیش نویس ها وچرکنویس ها وطرح اولیه قالب کارنق نقو و کلیه پاکنویس ها، اصلاحات، زیبا سازی و مهندسی جلوه های ویژه کارنق نقو جونیوراست ولاغیروحق کپی رایتش را هم محفوظ نگهمیداریم تا مشتری خوب پیدا شود!

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(12)
غرغرهای دیگران در مورد « هردم به لباس دگرآن یاردرآمد»

آقاجان می‌فرمودید تشریف می‌آورید، فرشی پهن می‌کردیم، گاوی... گوسفندی زمین می‌زدیم! همین‌جور دهن‌خشک آمدید و رفتید، شد اسبابِ روسیاهی ما.
مشّرف.
سایه‌ی عالی مستدام

پورج | March 21, 2007 01:56 PM

به به
سال نو و رخت نو
ولی افسوس قلیان چرا حذف شد ؟


همه جوره نق نقو را دوست داریم وازش درس میگیریم
سالی سرشار از شادی ، خوشی و سعادت برای شما و خانواده ی محترمتان آرزو دارم
اگر روزی بخواهم یکی از اتفاقات شیرین زندگیم در سال 85 را باز گو کنم بی شک آشنا شدنم با نق نقوی عزیز است و درس هایی که ازش گرفتم
همیشه شاد باشید

دری وری | March 21, 2007 03:40 AM

آها راستی "عمو جان" یادم رفت بگم که به دستور ابوی چند باری به وبلاگ شما سرزدیم و سر کلاس بلاگینگ نشستیم و درس آموختیم از برای پیاده کردن در قالب جدید...خلاصه credit is given when credit is due

Pooya | March 21, 2007 01:57 AM

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شـهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش
اصـل ثابـت، نـسـل باقی، تخت عالی، بخت رام

آشپزباشی جان یا به عبارتی دیگر عمو جان ما در خدمتیم و همین دور و ورا می پلکیم... پاریس هم اگر بطلبد و خداوندگار هم بخواهد و ابوی هم از در سخاوت و باحالی ِییهو یک بلیت فیرست کلس با اق فقنس همراه با هتل 6 و یا ناچاراَ 5 ستاره برامون پست کند والا ما فی الفور در زیر برج ایفل و سر شانزلیزه حاضر خواهیم بود

Pooya | March 21, 2007 01:54 AM

درختان به خلعت بهاری جامعه نو پوشیدند.
جناب نق نقو جامعه نو همزمان با تغییر طبیعت مبارک
مخصوصا این کاشیهای لاجوردی بسیار زیبا و آرامش بخش است
سال خوبی داشته باشید

بایرامعلی | March 20, 2007 11:17 PM

عید مبارک، سالی خوش، همراه با سلامتی برای شما و عهد وعیال آرزو دارم، طرح نو ی هم که در انداخته اید، زیباست می مامند می که در ساغر اندازید...
خوش و پیروز باشی عزیز

آب و گل | March 20, 2007 07:38 PM

بابا جناب یه ندایی از قبل میدادید تا ما که قلبمون ضعیف وقتی با نق نقو جدید مواجه میشیم سکته هرو نمیزدیم.
بابت قالب تبریک.هرچند من قبلی بیشتر دوست داشتم.کادر صفحه قشنگ.اما لوگوی قبلی رو بیشتر دوست داشتموحالا نمیشه بعد یه مدت که حاج خانم راضی شدن با همون تریپ ظاهر شید؟
میگن عید همه چیز باید نو کنیم اینه ها...
هنوز عید نشده و من متاسفانه عادت ندارم قبل از عید تبریک بگم.اما آلان دلم می خواد اینکار رو بکنم.سال معرکه ای داشته باشید.معرکه رو با هر چیز خوبی که میخوایید معادل سازی کنید.خوش باشید

mohi | March 20, 2007 05:06 PM

رخت نو مبارک، سالش هم.

میرزا | March 20, 2007 02:47 PM

سال ِ نو مبارک استاد ... آقا جانمون گفتن به ِ من سر زدید گویا ... اسباب ِ خجالت ! وبلاگ ِ شما فِراریست و وبلاگ ِ من ژیان ! میفرمودید ، گاوی ، گوسفندی ... دست ِ کم خروسی ...

سال ِ نو مبارک . سرتان سبز و وبلاگتان پر دوام

دلشلد | March 20, 2007 12:18 PM

هم سال نو و هم لباس نو مبارک

شهربانو | March 20, 2007 11:12 AM

اتفاقا چرا. حديث معتبر داریم که جدم در روز رستاخيز شفيع دو کس نخواهد شد:

1 ـ آن کس که خانه‌اش را نوسازي کند و بلکه بکوبد و جايش عمارتی نو بسازد و عشق و حال و اين حرف‌ها، در حالی که سر در منزل همسايه‌ی بی‌خانمانش هنوز نیمه‌تمام باشد!

2 ـ آن کس که با نقل حديث‌های مجعول و يا مقرون به جعل باعث آزار آن بتده خدایی بشود که خانه‌اش را نوسازی کرده و شيرينی منزل نو را به کامش تلخ نمايد.
(البته بستگان و اخلاف و اسلاف و اعقاب شفاعت کننده از شمول اين قانون مستثنی هستند!)

مبارک باشد. هم منزل و هم لباس نو و هم سال نو و روز نو.

راستی اين جونيور کجا غيبش زد! آقا بفرستش پاريس طفلک نفسی تازه کنه! بهش هم بگو "عموجان" سلام مخصوص رساند و گفت: کجائی تو پسر جان؟ حال عمو رو نمی‌پرسی تازگی ها !!
عموجان کجا رفتی؟ چه می‌کنی؟

آشپزباشی | March 20, 2007 11:02 AM

مبارک انشاءالله تعالی هم نوروز و خانه‌ی نو.

عمو اروند | March 20, 2007 10:15 AM












اطلاعات ضبط؟